تبليغاتX
گروه كوهنوردي دنا اصفهان

چهارشنبه 18/6/88

 

دشوارترین مسیر های دنیا


یک روز پس از صعود مسیر لارامبلا 5.15ای توسط ادو مارین که دومین صعود این مسیر بود، کریس شارما سومین صعود مسیر را بصورت ردپوینت (صعود کامل مسیر پس از چند تلاش ناموفق و سقوط) انجام داد. این مسیر دشوار که در سورانای اسپانیا قرار دارد، نخستین بار بوسیله رامون جولیندر سال 2003 صعود شد. کریس شارما را در این تلاش دانی اندردا، داو گراهام، و یوجی هیرایاما همراهی می کردند. شارما مسیر را پس از حدود 20 تلاش به شکل کامل صعود نمود

کریس شارما تنها سنگ نوردی می باشد که چند مسیر 5.15ای را در دنیا صعود نموده. وی نخستین بار در سال 2001 مسیر 5.15ای ریلایزیشن را در فرانسه صعود نمود. وی در سپتامبر گذشته در مایورکا مسیر ای اس پونتاس که احتمالا 5.15 می باشد را صعود نمود سنگ نوردان اسپانیایی دانی آندرادا و برنابل فرناندز نیز از جمله کسانی هستند که موفق به صعود مسیر 5.15 شده اند.

نوشته شده توسط Dena در 11:4 |  لینک ثابت  

شنبه 9/3/88

 

كوه نورد شجاعي از شرق

دنيس اوربكو

دنيس اوربكو كوه نورد جوان و شجاع روس-قزاق فعاليتهاي خود را از قفقاز آغاز نمود و سپس پاي بر قلل مرتفع پامير، تيان شان و در نهايت هيماليا نهاد. اوربكو در 29 جولاي 1973 در شهر Nevinnomissk و در كشور روسيه متولد شد، هر چند امروزه در آلماتي قزاقستان و به عنوان شهروند اين كشور سكونت دارد. او به عنوان افسر بخش ورزش در ارتش قزاقستان مشغول خدمت است. اوربكو با صعود 5 قله بالاي 7000 متر تيان شان و پامير در مدت 42 روز صاحب نشان ببر برفي گرديد. دنيس از سال 2000 گام بر روي 8000 متريها نهاد و خيلي زود به چهره اي جهاني تبديل گرديد. از ميان شاخص ترين صعودهاي اين كوه نورد بزرگ مي توان به گشايش سه مسير نو در برودپيك، ماناسلو و چوآيو نام برد، همچنين صعود زمستان 2009 وي به همراه سيمون موروي ايتاليايي به ماكالو نام او را براي هميشه در كوه نوردي دنيا جاودانه ساخت. فتح چوآيو در 15 مي 2009 پاياني بود بر صعودهاي وي به 14 قله 8000 متري.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:11 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 16/11/87

 

 

باری بلنچارد (Barry Blanchard)

 سن: 46 سال

تخصص: راهنما، دارای مدرک UIAGM ، 1996

در سن دوازده سالگی، سه پسر با کلکی که از قطعات ریل راه آهن سرهم بندی شده بود، رودخانه پاپیون (Bow River) در طول سمت غربی کالگری (Calgary) را پیمودند، باری سکاندار و هدایت کنندۀ ماجرا بود. او کوهنوردی را در کتابهای کتابخانۀ دبیرستان خود یافت که بعضی از آنها را هنــــوز هم دارد. یک سفر 6 ماهه به آلپ فرانسه در 1980 ، جریان زندگی باری را مشخص کرد: صعـــود شیب دارترین و پیچیـده ترین جبهه های قلل عظیم یخچالی دنیا. باری چندین موفقیت داشته است: اولین صعود آندرومدا استرین (Andromeda Strain)، ستیغ شمالی راکاپوشی (Rakaposhi)، اولین صعود ستون شمالی آپوکالیپتیکِ نورث توئین (Apocalyptic North Pillar of North Twin)، و ستیغ غربی کوه اورست. او جبهه روپال نانگاپابات (Rupal Face of Nanga Parbat) را طی کرد، اولین صعود انفرادی جبهه شمالی کوزوم کانگورو (Kusum Kanguru) را انجام داد، بر روی 2-K تلاش نمود و اولین بار رشته کوه سنت الیاس (St Elias Range) را صعود کرد. او "16-M" را صعود کرد – اولین صعود – بر روی جبهه شرقی هاوزپیک (Howse Peak) در زمستان، و سومین صعود اینفینیت اسپور (Infinite Spur) را در کوه فوراکر (Mount Foraker) انجام داد. مهمتر آن که باری از تمامی سفرهایش لذت برده است حتی از آنهایی که در تعریف محدودۀ "موفقیت" قرار نمی گیرند. باری در 1982 برای دنبال کردن شغل و حرفه ای به عنوان راهنما به کوهستان رفت. او اکنون به طور میانگین، بیش از 150 روز، گاهی بیش از 200 روز در سال را  راهنماست، هر کسی که به عنوان راهنمای تمام وقت کار می کند می داند که این به چه معنی است. او در فیلمهای هالیوودی همچون "2-K" ، "لبه" ، "چنگگ (Cliffhanger)" و "حد عمود" بازی کرده است. باری از 1984 به طور منظم در مجله های کلایمینگ، سنگ و یخ، آلپینیست، ژورنال کانادین آلپاین، و ژورنال آمریکن آلپاین سهیم بوده است. مقالات او در Canadian Summits (قله های کانادایی)، Canadian Mountaineering Anthology (گلچین ادبی کوهنوردی کانادا) ، World Mountaineering (کوهنوردی جهان) و Heroic Climbs (صعودهای قهرمانانه) به چاپ رسیده است. او یک نمایش اسلاید پرهیبت (به بیان محترمانه)، تفکر برانگیز ارائه می دهد. باری با همسرش کاترین مولویهیل (Catherine Mulvihill) که در 1994 در هیئت اورست با او ملاقات کرد، دختربچۀ نوزادشان رزماری (Rosemary)، و دو سگ تازی سرکش به نامهای فینگان و سیموس (Finnegan and Seamus)، در کانمــور، آلبرتا (Canmore, Alberta) زندگـی می کند.

چند تجربه که باری شخصاً آنها را مهم می داند:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:39 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 2/11/87

 

وویتک کورتیکا (VoyteK Kurtyka)

                    

وویجک / وویتک کورتیکا (Wojciech / VoyteK Kurtyka)، 1947، لهستان

کوهنوردی روش پیچیده و منحصر به فردی برای زندگی، آمیختن عناصر ورزشی، و عرفان است. موفقیت یا شکست به نيرويي قوی از الهامات و انگيزه ها یا فروکش آن بستگی دارد. تعیین کردن قانــون واحدی که کنترل کننده این انرژی باشد دشوار است – این انرژی بوجود می آید و ناپدید می شود، درست همانند تمایل به رقص، و به عنوان پدیده ای از زندگی به صورت راز باقی می ماند.

 2003

(The Empire Strikes Back) دارای درجه سختی VI.5+ (درجه بندی فرانسوی 8a)، دره پرادنیک، سنگنوردی 8a در سن 56 سالگی!

پونیکاد دونیکاد (Poniekad Donikad) V+ A2+ ، 250 متر، کوههای تاترا در اسلواکی، مسیر جدید در زمستان، همراه با مارکین میچالک (Marcin Michalek).


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 10:36 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 24/7/87

 

دیو مک لوید-فری سولو -مسیر 5.14

دیو مک لوید سنگنورد جسور اسکاتلندی، مسیر اسپورتی با درجه 5.14b را به شیوه فری سولو در اسپانیا تاپ کرد.

مک لوید مسیر Darwin Dixit  با درجه سختی 5.14b یا 8c را به صورت فری سولو (انفرادی و بدون طناب) در مارگالف اسپانیا صعود کرد. او این مسیر را بهار گذشته به عنوان سومین نفر صعود کرده بود.تاریخ صعود او 4 مارس 2008 می باشد. به احتمال زیاد این اولین صعود مسیر 5.14b به صورت فری سولو می باشد. الکساندر هوبر قبلاً مسیر 5.14a (مسیر کمونیزم در اتریش) را صعود کرده و همچنین مسیر های بولدرینگ زیادی با درجه 5.14 تاپ شده اند. با این وجود مک لوید این مسیر را بدون هیچگونه تشک محافظ و علامتگذاری مسیر به انجام رسانید. همسر او کلر، این صعود را فیلم برداری کرده است. مسیر Darwin Dixit بارها صعود شده و درجه 5.14b آن مورد تایید است. مک لوید در نوشته ای بر روی بلاگش در این باره می گوید:"این مسیر آنقدرها هم مرتفع نیست، شاید حدود 50 فوت (حدوداً 15 متر). متاسفانه این مسیر بر روی یک جاده واقع شده، که سقوط از قسمتهای فنی یا کراکس رد پوینت (دشوارترین نقطه مسیر صعود) ممکن است باعث بروز صدمات جدی گردد. تنها حسن این مسیر تمام شدنش در قسمت بالای صخره می باشد که شما می توانید آنرا همانند یک مسیر کلاسیک نرمال صعود کنید. مک لوید قبلاً یک مسیر 5.13d را با نام Hurly Burly   در کشور اسکاتلند تاپ کرده است. او گفته است که صعود مسیرDarwin Dixit   بخشی از تمرین روحی و جسمی او در برنامه آتی اش می باشد. او امیدوار است که تابستان امسال در کوه بن نویس، بلندترین قله بریتانیا، خط الراسی 225 فوتی با دو قسمت به درجه سختی 5.13 با احتمال سقوط تا زمین و یک کراکس 5.14c طولانی و بسیار نا ایمن را صعود کند.

                                                                                      ترجمه ای از سعیدهاشمی نژاد

                                                                                             منبع: همطناب

نوشته شده توسط Dena در 10:56 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 28/6/87

 

سيلويو موندليني Silvio Mondinelli


با صعود برودپيك در روز دوازده جولاي دو هزار و هفت سيلويو موندليني - گنارو- نام خود را به عنوان چهاردهمين فاتح قلل هشت هزار متري دنيا و سومين ايتاليايي كه پس از راينولد مسنر و سرجيو مارتيني بر فراز تمامي اين قلل مي ايستد به ثبت رساند. موندليني همچنين تمامي 8000 متريها را بدون بهره گيري از كپسول اكسيژن مصنوعي صعود نموده و از اينرو وي بعنوان ششمين انسان موفق به اين امر شده موندليني متولد سال 1958ميباشد وي از 18 سالگي كوه نوردي را با صعود به مونت روزا آغاز نمود و هم اكنون راهنماي كوه نوردي در منطقه آلاگنا والسيسيا مي باشد. موندليني طي سالهاي 87 تا 91 تلاشهايي را بر روي قلل مختلف در مناطق هيماليا و قراقروم و همچنين آمريكاي شمالي و قلل آلپ صورت داد. وي صعود به قلل 8000 متري را با فتح ماناسلو در سال 1993 آغاز نمود و به ترتيب توانست اين قلل را يكي پس از ديگري پشت سر نهد

ماناسلو11 اكتبر 1993
لوتسه 1994

چوآيو 1997
اورست 23 مي 2001
دائولاگيري 2001
گاشربروم يك 2001
گاشربروم دو 2001
ماكالو 2002
كانچن چونگا 2003
كي دو 2004
نانگاپاربات 2005
شيشاپانگما 2006

آناپورنا 2006
برودپيك 2007
در اين بين صعود به چهار قله هشت هزار متري در سال 2001 از تلاشهاي بياد ماندني و قابل تحسين موندليني به شمار مي آيد .از ساير فعاليتهاي موندليني همچنين مي توان به تلاش زمستاني وي به همراه تيمي از ايتاليا به سرپرستي سرجيو مارتيني بر روي برودپيك در زمستان 2003 اشاره نمود.

نوشته شده توسط Dena در 9:24 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 21/6/87

 

شرپای غیر نپالی


داو هان کوه نورد آمریکایی و راهنمای تیم ای ام جی توانست در بهار 2008 به عنوان نخستین کوه نورد غیر شرپا به رکورد 10 بار صعود به قله اورست دست یابد.این راهنمای پرتوان آمریکایی بجز صعود اورست دارای تعدد صعود بر روی سایر قلل دنیا نیز می باشد. داو هان 25 بار کوه وینسون در جنوبگان, 17 بار کوه دنالی و 245 بار کوه راینر را به همراه شرکتهای مختلف و به عنوان راهنما صعود نموده است.وی هدفش از همراهی تیمها را نه تنها صعود به قله بلکه سلامتی مشتریانش در طول برنامه می داند. او همچنین با نوشتن سرگذشت صعودهای خود به عنوان یک خبرنگار در کوهستان گزارشهای کاملی را در اختیار نشریات قرار می دهد.سال گذشته داو هان هنگام بازگشت از قله اورست و در محل بالکونی با کوه نورد مصدوم کانادایی "مگان مک گرات" روبرو شد و بلافاصله اقدام به امداد رسانی به او نمود.در سال 2006 هان توانست دو بار به قله صعود نماید. وی یکبار در بهار و پیش از فرا رسیدن فصل بارشهای موسمی و یکبار پس از فصل مونسن به قله اورست صعود نمود.داو هان که اهل شهر تاوس در نیو مکزیکو می باشد, علاوه بر کوه نوردی به عنوان مربی اسکی نیز در طول زمستان فعالیت می نماید. وی همچنین یکی از اعضای تیمهای امداد در مناطق دنالی و کوه راینر نیز در فصول مختلف می باشد.هان که نخستین تلاش خود برای صعود به اورست را در سال 1991 با ناکامی پشت سر نهاده بود, طی سالهای 94, 99, 2000 و 2003 تا 2008 توانسته به رکورد 10 بار صعود قله اورست دست یابد. شرپاها هان را یک شرپای غیر نپالی می دانند. او امیدوار است هم چنان هم پای شرپاهای نپالی به صعودهای خود بر روی این کوه سترگ ادامه دهد.

نوشته شده توسط Dena در 10:52 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 21/6/87

 

اینوکی اوکوچا دی اولزا Iñaki Ochoa de Olza

 اینوکی اوکوچا دی اولزا در 29 می 1967 در پامپلونای اسپانیا متولد شد. وی در 22 سالگی نخستین تجربه 8000 متری خود را با تلاش ناموفق به کانچن چونگا کسب نمود و تا کنون در حدود 30 تجربه هیمالیا را در کارنامه خود دارد که در میان آنها به 11 قله 8000 متری نیز صعود کرده. اینوکی برای تکمیل کارنامه خود در فتح 8000 متریها تنها کانچن چونگا، دائولاگیری و آناپورنا را در پیش دارد. وی در اکثر سفرهای هیمالیایی خود وظیفه هدایت تیم و عکاسی را نیز بر عهده داشته.

صعود به 8000 متریها

اینوکی در سالهای 93، 2001 و 2004 چوآیو را فتح نمود، ضمن آنکه صعود سال 2004 این کوه در مدت زمان 11 ساعت و 16 دقیقه از کمپ اصلی صورت گرفت.

در 10 جولای 96 وی توانست قله گاشربروم I را فتح کند و در 29 همین ماه بر فراز گاشربروم II ایستاد. ضمن آنکه این صعود از کمپ اصلی در مدت 30 ساعت صورت گرفت.

اینوکی در سال 98 بر روی لوتسه شکست تلخی را تجربه کرد، وی تنها حدود 20 متر تا قله فاصله داشت اما سرمای زیاد مانع از دستیابیش به قله شد. یک سال بعد یعنی در 21 آوریل 99 او توانست قله لوتسه را نیز به آمار صعودهای خود اضافه کند.

اینوکی در 24 می 2001 نیز قله اورست را صعود کرد. ضمن آنکه در صعودهایش به این کوه در سالهای 97 تا 8500 متر، 2000 تا 8650 متر بالا رفته بود.

اینوکی در 20جون 2003 نانگاپاربات را نیز صعود کرد. در این صعود گرلین کالینبرنر کوهنورد زن اطریشی وی را همراهی می نمود.

وی در 13 جولای 97 و 15 جولای 2003 توانست دوبار برودپیک را فتح کند. در نخستین صعود کارلوس پونر و در دومین تلاش سیمون مورو سرپرستی تیم را بر عهده داشتند.

اینوکی در 16می 2004 ماکالو پنجمین کوه دنیا را صعود کرد و در 28 جولای همین سال بر فراز کی 2 ایستاد.

وی در سال 2006 توانست ماناسلو را در تنها 27 ساعت صعود کند . گرچه اینوکی در سال 99 نیز بر روی این کوه تلاش ناموفقی را تجربه کرده بود.

اینوکی قله شیشاپانگما را هم در مدت زمان 27 ساعت از کمپ اصلی – 15 ساعت کوه نوردی – فتح نمود. این در حالی بود که وی در سال 95 نیز به قله فرعی شیشاپانگما صعود کرده بود.

وی در سال 1990 در حالی که وی تنها 22 سال داشت و نخستین تجربه هیمالیای خود را کسب می کرد توانست تا ارتفاع 8000 متری کانچن چونگا بالا رود،اینوکی در سال 97 نیز در این کوه شکست خورد و تنها توانست تا ارتفاع 8300 متری کوه بالا رود. کانچن چونگا یکی از آخرین اهداف اینوکی برای راهیابی به باشگاه 8000 متریها به شمار می رود.در کنار کانچن چونگا، دائولاگیری دیگر کوهی است که اینوکی یکبار یعنی در تلاش سال 2002 خود به این کوه شکست خورده بود، درآن صعود وی تنها تا ارتفاع 7700 متری کوه بالا رفت ولی خطر سقوط بهمن مانع از فتح قله شد.

چقدر غم انگیز

اینوکی اکوچا دی اولزا سر انجام در 23 می 2008 بر روی کوه آناپورنا کشته شد. آنگ شرینگ شرپا رئیس اتحادیه کوه نوردی نپال این خبر غم انگیز را در حالی منتشر کرد که آنها به دنبال اعزام تیمی برای یافتن اینوکی به ارتفاعات آناپورنا بودند. وی مرگ کوه نورد اسپانیایی را قطعی دانست.اینوکی در حال بر روی آناپورنا کشته شد که این کوه و کانچن چونگا تنها قلل پیش روی وی برای رسیدن به باشگاه 8000 متری ها محسوب می شدند. وی چند هفته قبل توانسته بود با صعود به دائولاگیری خود را کاملا هم هوا نموده و برای صعود انفرادی آناپورنا به این کوه عزیمت نماید. اولی استیک کوه نورد معروف سوئیسی و کولیباسائو دو کوه نوردی بودند که در پی اینوکی بر روی مسیر وی مشغول فعالیت بودند. ایشان عنوان نمودند اینوکی پیش از آنکه گروه نجات بتواند کاری برایش صورت دهد در گذشت. با انتقال جسد اینوکی به کمپ اصلی بالگرد امداد وی را به کاتماند انتقال خواهد داد.

نوشته شده توسط Dena در 10:51 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 24/5/87

 

معرفی کوتاه جرزی کوکوشکا

جرزی کوکوشکا Jerzy Kukuczka ( 24 مارس 1948 24 اکتبر 1989 ) ، متولد کاتوویس لهستان ، کوه نورد آلپی و ارتفاعات بلند بود. در 18 سپتامبر 1987 ، پس از رینهولد مسنر ، دومین انسانی بود که تمام 14 هشت هزار متری های دنیا را صعود کرد.

سابقه کوکوشکا نشان می دهد که چرا بسیاری او را یکی از بهترین کوه نوردان تاریخ  می دانند.او تمام 14 هشت هزار متری ها را در هشت سال صعود کرد ، که  زمانی کوتاه تر از هر کوه نورد قبل از او  و حال  می باشد.در این روند ، کوکوشکا ده مسیر جدید را گشود و چهار قله را در زمستان صعود کرد. او یکی از افراد گروه نخبه کوه نوردان هیمالیای لهستان بود که در صعود های زمستانی تخصص داشتند.

1.      1979- لوتسه مسیر عادی

2.      1980 اورست مسیر جدید

3.      1981 ماکالو مسیر جدید ، انفرادی

4.      1982 برود پیک مسیر جدید ، سبک آلپی

5.      1983 گاشربروم 2 مسیر جدید ، سبک آلپی

6.      1983 گاشربروم 1 مسیر جدید ، سبک آلپی

7.      1984 برود پیک مسیر جدید ، سبک آلپی

8.      1985 دائولاگیری اولین صعود زمستانی

9.      1985 چو اویو اولین صعود زمستانی ، مسیر جدید

10. 1985 نانگاپاربات مسیر جدید

11. 1986 کانچن جونکا اولین صعود زمستانی

12. 1986 – کی دو – مسیر جدید ، سبک آلپی

13. 1986 ماناسلو مسیر جدید ، سبک آلپی

14. 1987 آناپورنا 1 اولین صعود زمستانی

15. 1987 شیشلپانگما مسیر جدید ، سبک آلپی

جرزی کوکوشکا در 24 اکتبر 1989 در حال تلاش برای صعود به سبک آلپی جبهه صعود نشده جنوبی لوتسه در نپال کشته شد. در ارتفاع حدود 8200 متر در اثر پارگی طناب دست دوم 6 میلی متری که از بازاری در کاتماندو خریده بود جان خود را از دست داد.

نوشته شده توسط Dena در 8:41 |  لینک ثابت  

یکشنبه 2/4/87

 

کورت دیمبرگر Kurt Diemberger

متولد 1932 اتريش و تنها شخص در قيد حيات که 2 صعود بر روي هشت هزاريها براي اولين بار انجام داده است برودپيک1957 و دائولاگيري1960 . يکي از پيشگامان سبک آلپاين در کوههاي هيماليا. وي آخرين شخصي بود که هرمان بول را در نزديکي قله چوگوليسا قبل از سقوط روي نقاب ديد. همراه با جولي توليس دوست کوهنوردش کاري آغاز کرده بودند به عنوان "تيم تصويربرداري در ارتفاعات زمين" آنها با هم در اورست، نانگاپاربات، رشته کوههاي کاراکورام (قره قوروم) از کوهنوردان، کوهها و مردم آن نواحي فيلم ميساختند. در سال 1986 با هم به قله K2 صعود نمودند.فرصت زيادي نبود، 7 بعد از ظهر بود و بايد سريع باز ميگشتند. آنها همديگر را در آغوش گرفتند و جولي اشک ريزان گفت: "کوت، روياي ما در نهايت به واقعيت پيوست، K2 حالا مال ماست".نزديک قله جولي سر خورد و کورت را هم زمين زد و دنبال خود کشيد. کورت به خاطر دارد: "خداي من، اين همونه، اين آخر خطه". به طور معجزهآسايي آنها خود را در لبه پرتگاه متوقف کردند و مجبور شدند شب را در ارتفاع 8000 متري شبماني کنند. صبح روز بعد به کمپ 4 رسيدند و با استقبال 5 کوهنورد حاضر در کمپ مواجه شدند. هوا در حال خراب شدن بود و حالا بادهاي سهمگين شروع شده بود. به همين دليل چادر جولي و کورت از هم پاشيد و آنها مجبور شدند تا در چادر کوهنوردان حاضر در کمپ بروند. در طول شب بدترين اتفاق ممکن رخ داد و جولي احتمالاً به علت ادم مغزي درگذشت. وقتي کورت فهميد از درون ويران شد. روز بعد 6 کوهنورد سوخت و غذايشان تمام شد و در يک طوفان آهنين در کمپ آخر در تله افتادند.در مدت 3 روز ، نيروي آنها به مرور کم شد آنها تصميم گرفتند يا فرود بروند يا همينجا بميرند. در مسير فرود 2 کوهنورد به نامهاي Weiser وFmitzer فوراً سقوط کردند و يک کوهنورد معروف به نام Al Rouse اصلاً نتوانست حرکت کند و در چادر خود بقيه گروه را ترک کرد3  کوهنورد باقيمانده مسير فرود را ادامه دادند و چند ساعت بعد wolf سر خورد و هيچوقت ديده نشد. حالا فقط کورت و Bauer مانده بودند. يک بهمن کمپ 3 را نابود کرده بود و مجبور شدند تا کمپ 2 باز هم فرود بروند تا به غذا و سوخت و جان پناه برسند. شب بعد Bauer به کمپ اصلي رسيد و به حاضرين گفت که ديمبرگر جايي همين بالاهاست و به سمت پايين ميآيد. کورت در نيمههاي شب و در حال خزيدن روي يک طناب ثابت بين کمپ 2 و بهمنهاي کمپ اصلي پيدا شد.در آن فصل 27 نفر به K2 صعود کردند و 13 نفر کشته شدند. بعد از آن صعود کورت ديمبرگر گفت که ديگر هرگز نميخواهد چنين حادثهاي داشته باشد. اما دوباره به کوه بازگشت. وي فعاليت خودش را حفظ کرده و حالا با دخترش فيلمبرداري ميکند. اگرچه او هرگز به ارتفاعات بلند برنگشت.

صعودهاي 8000 متري کورت ديمبرگر

1957Broad Peak, FA

1960Dhaulagiri, FA

1978Makalumon Everest

1979Gasherbrum

1984Broad Peak

1986K2 

نوشته شده توسط Dena در 7:35 |  لینک ثابت  

یکشنبه 2/4/87

 

ویتالی میخایلویج آبالاکف

 در سال 1906 و در کراسنویارسک سیبری متولد شد. کوهنوردی را در دیواره های معروف کراسنویارسک آغاز کرد .در سال 1920 او و دو همنوردش که به اندازه خود ویتالی بی تجربه بودند صعود دلیرانه ای به dyak-Tau 5198 در منطقه Bezebi قفقاز انجام دادند.او به به صعودهای سخت دیگری نیز دست زد. به قله های لنین(7134) و tiapestia(6050) در پامیر و چهار قله دیواره Bezenghi در قفقاز را صعود نمود.به او لقب استاد آلپاین داده شد و به ریاست مدرسه کوهنوردی رسید. در 1931 یکی از اعضای تیمی بود که Khan-Tengri7010m را برای نخستین بار صعود کردند اما 7 انگشت دست و نیمی از پایش را بدلیل سرمازدگی از دست داد.ان حادثه ذهن او را متوجه امنیت در کوهنوردی کرد. پس از شرکت در جنگ علیه آلمان و همچنین رسیدن به مقام اسکی باز حرفه ای آلپاین ، بقیه عمر رییس یک آزمایشگاه در موسسه مرکزی تحقیقات فرهنگ طبیعی بود. در این مدت حدود 40 کتاب نوشت از جمله زندگینامه اش با عنوان "ندای کوهستان"

نوشته شده توسط Dena در 7:32 |  لینک ثابت  

پنجشنبه2/3/87

 

 

ویلی بنگاس Willie Benegas

ویلی بنگاسِ تولد یافته و بزرگ شده در قلب وحشی پاتاگونیا، گیلرمو (Patagonia, Guillermo)، دوره کارآموزی دراز مدتی را در کوهها گذرانده است. اشتیاق شدید وی برای صعود و گردش، اورا در ماجراجویی در سراسر جهان، از دیواره های عظیم یوسمیت (Yusemite) تا بلندترین قلل آمریکای جنوبی و رفیع ترین قله های هیمالیا کشانده است. اولین صعــود مهم ویلی در زمستان 1987 بر روی مسیری در جبهه غـربی پیلتریکوئیترونِ (Piltriquitron) پاتاگونیــا (WI2/3  A3   5/9 ,VI) پایان یافت، شاهکاری که تا کنون تکرار نشده است. او در سن 20 سالگی، جبهه جنوبی پر ابهت آکونکاگوآ (Aconcagua) و همچنین فیتز روی (Fitz Roy) را صعود کرد. در سالهای بعدی، ویلی اولین صعود جبهه شمالی برج بی نام (Nameless Tower) پاکستان را به نام خود ثبت کرد ("کتاب سایه ها" WI4 A4   +5/10 ,IIV)، رکـــوردهای صعـود سرعتـی دره یوسمیت را به دست آورد، و بر روی مسیــرهای جدید مهمی در جبهـه های شمالی افسانه ای تالای ساگار (Thalay Sagar) و ژانو (Jannu) تلاش کرد. شاهکارهای قابل ذکر وی پس از سال 2000 شامل ثبت رکورد جهانی سرعت صعود/فرود آکونکاگوآ (22831 فوت)، دویدن در مسابقه 100 مایلی افسانه ای لیدویل اولترا (Leadville Ultra)، و پنج بار فتح قله اورست است. شاید بزرگترین موفقیت ویلی در تاریخ، اولین صعود "مار بلورین" نوپتسه (Nuptse) در نپال باشد که با برادرش دامین (Damian) در بهار 2003 انجام داد و به خاطرش آنها جایزه میخ طلایی مجله کلایمینگ (Climbing) را بردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:59 |  لینک ثابت  

پنجشنبه26/2/87

 

هنس كمرلندر

چرا كمرلندر بازنشسته شد؟

به ماه آگوست سال 2001 باز مي گرديم، كمرلندر از صعود موفق خود به كي دو برگشته، اما او تصميم گرفته ديگر براي صعود قلل مرتفع به هيماليا نيايد. كمرلندر براي تكميل پروژه 8000 متريهاي خود تنها ماناسلو (و البته صعود قله اصلي شيشاپانگما) را در پيش دارد. اما مي گويد: "به ماناسلو باز نمي گردم. من آخرين صعود 8000 متريم را نمي خواهم".

او در كنفرانسي خبري در زادگاهش بولزانو شركت نمود و آنجا بود كه اين تصميمش را به همگان اعلام نمود..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 7:41 |  لینک ثابت  

پنجشنبه19/2/87

 

ایوان والرو Ivan Vallejo

من حاضر نیستم حتی 1 دقیقه را در شیب تند و خطرناک دائولاگیری از دست بدهم.

این جمله ای است که ایوان والرو کوه نورد مطرح اکوادوری پیش از سومین تلاش خود برای فتح دائولاگیری بر زبان می آورد.
ایوان والرو متولد سال 1959 در آمباتوی اکوادور می باشد, جایی که می توان از آن به عنوان مرکز رشته کوه آند نام برد.
سر انجام ایوان توانست در صبح روز 1 می سال 2008 بر فراز قله دائولاگیری بایستد تا نام خود را به عنوان پانزدهمین فاتح تمامی قلل 8000 متری جهان و نخستین کوه نورد آمریکای جنوبی که به این مهم دست میابد به ثبت رساند. والرو همچنین نام خود را در رده هفتم فهرست افرادی قرار داد که بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن مصنوعی موفق به فتح تمامی قلل 8000 متری شده اند. او همچنین جزو 7 انسانی است که بدون کپسول اکسیژن اورست موفق شدند از دو جبهه کوه اورست را فتح کنند. راینولد مسنر, آناتولی بوکرایف و اد ویسترز از جمله کوه نوردانی هستند که موفق به این امر شده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 11:9 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 12/2/87

 

کاکوسکا  Jerzy Kukuczka

 جرزی (یورک) کاکوسکا در سال 1984 در شهر کاتویچ لهستان چشم به جهان گشود. کاکوسکا در سال1986  صعود به تمامی 8000 متریها را پس از تنها 8 سال تلاش به پایان رساند (این امر برای مسنر 16 سال به طول انجامید). بسیاری او را برجسته ترین کوهنورد تمامی اعصار در هیمالیا می شناسند.   کاکوسکا اغلب صعودهایش را از مسیر جدید یا در زمستان صورت داد. در واقع او با گشایش 9 مسیر بر روی 8000 متریها، 5 صعود آلپی بر روی این قلل و در نهایت 4 صعود زمستانی این لقب را از آن خود نموده.  اما چیزی که کاکوسکا را برجسته تر از همنوردان غربیش نموده نه تنها کیفیت صعودهای وی بلکه شرایط سخت راهیابی وی به هیمالیا بود. بی شک وقتی بدانیم او یک معدنچی فقیر در کشوری تحت حاکمیت کمونیستها بود و هزینه اغلب صعودهایش را از راه پاک کردن دودکش کارخانه ها کسب می کرد بیشتر او را تحسین می نمائیم. تمامی تجهیزات کوهنوردی کاکوسکا، لوازمی بودند مستامل و کهنه، لوازمی اغلب دست دوم و البته ناکافی برای آن شرایط سخت (در نهایت نیز او با طنابی دست دوم که در نپال از تیمی کره ای خریده بود کشته شد).  

او بسیار دیر هم هوا می شد، اما عموما آنرا با توانمندی و صبر و متانت و استقامتی در خور تحسین جبران می کرد. لوتسه کوه ویژه کاکوسکا بود. صعود از مسیر غربی، نخستین صعود 8000 متری کاکوسکا بود و او با صعود مسیرعادی این کوه در 4 اکتبر 1979همچون آذرخشی در هیمالیا سر برآورد، آندری زوک، آندری هنریخ و ژانوس سورک در این صعود وی را همراهی می کردند. اما لوتسه در نهایت هم محل غروب این ستاره دوست داشتنی هیمالیا بود. در واقع لوتسه کوه ویژه کاکوسکا بود و پیکر او برای همیشه در این کوه آرمید.  کاکوسکا تنها یکبار آنهم به اجبار سرپرست و همنوردانش از اکسیژن مصنوعی بهره برد. در 19 می 1980 زمانیکه او به همراه آندری زوک از مسیر جدید برج جنوبی اورست را صعود نمود، آندو مجبور شدند تا قله جنوبی که کپسول اکسیژنشان به اتمام رسید از آن استفاده کنند. اما آنها با جسارتی قابل تحسین مسیر را ادامه دادند و در نهایت بدون کپسول بر فراز اورست ایستادند. یک سال بعد او ماکالو را از مسیر شمال غربی به تنهایی صعود کرد. کاکوسکا بخش انتهایی مسیر را از راهی نو بر روی یال غربی صعود کرد. در تابستان 82  وی به همراه ویتک کورتیکا برای صعود مسیری جدید به کی2 رفت. آنها جهت هم هوایی از مسیر عادی بردپیک (تیغه غربی) بالا رفتند و مجددا به کی2 بازگشتند. بعدها معلوم شد آن دو در هم هوایی خود توانسته بودند قله برودپیک را از راه نرمال صعود کنند. البته آن دو بر روی کی2 به توفیقی دست نیافتند. البته دو سال بعد یعنی تابستان 84 این دو مجددا به برودپیک بازگشتند و توانستند با تراورس هر سه قله برودپیک مسیری نو را بنام لهستان ثبت نمایند. این دو در تابستان 83 نیزتوانسته بودند با گشایش دو مسیر جدید بر روی گاشربروم I و II این قلل را نیز تسخیر نمایند.

 زمستان هیمالیا 

 سال 85 برای یورک (کاکوسکا) سال ویژه ای بود. او دائولاگیری را به اتفاق آندری زوک در 21 ژانویه و پیش از اتمام زمستان نپال فتح نمود. او بلافاصله به چوآیو رفت و توانست این کوه را از مسیر جدید جنوب شرقی صعود نماید. بربکا، پاولکوفسکی و هنریخ سایر اعضای تیم بودند که موفق به صعود این مسیر شدند. آنها در15 فوریه بر فراز قله ایستادند. این نخستین مسیر جدید بر روی یک 8000 متری در زمستان به شمار می رفت.  در تابستان همان سال کاکوسکا به همراه هنریخ، لوبدزنسکی و کوهنورد جوان مکزیکی، کارلوس کارسولیو( وی بعدها به عنوان چهارمین و البته جوانترین فاتح 8000 متریها شناخته شد) برای نخستین بار از مسیر جنوب شرقی بر فراز نانگاپاربات ایستاد.در 11 ژانویه 86 کاکوسکا، اینبار به همراه  کریستوف ویلیچکی توانست کانچن چونگا سومین کوه دنیا را نیز فتح نماید. آنها از مسیر نرمال به این مهم دست یافتند. در بهار این سال بار دیگر وی به کی2 بازگشت، اینبار پتروفسکی وی را همراهی می کرد. آنها از جبهه جنوبی مسیری را گشودند که هیچگاه کسی آنرا تکرار نکرد، حتی تلاشهای زیادی هم بر روی آن صورت نگرفت. آن دو در 7 جولای بر فراز قله ایستادند، اما در بازگشت از یال ابروزی متاسفانه پتروفسکی سقوط کرد و کشته شد. این پاداش تلخی بود بر یکی از برجسته ترین صعودهای کاکوسکا.  در همین سال وی ماناسلو را هم فتح کرد. بازهم صعودی در زمستان. در 10 نوامبر کاکوسکا و هازر نخستین صعود مسیر شمال شرقی این کوه را صورت دادند.  

در سوم فوریه 87 وی مجددا به همراه هازر قله ای دیگر را فتح کرد. آناپورنا دهمین غول 8000 متری هم در مقابل وی سر فرود آورد.  او در 18 سپتامبر همین سال باز به همراه هازر بر فراز شیشاپانگما ایستاد، تا افسانه 8000 متریهای کاکوسکا بدین شکل خاتمه یابد.  متاسفانه در 24 اکتبر 1989 زمانیکه کاکوسکا قصد داشت تا بر سرسختترین دیواره دنیا در جبهه جنوبی لوتسه فائق آید بر اثر سقوط در ارتفاع 8200 متری و پاره شدن طنابش به اعماق دره سقوط کرد و جان سپرد.

 منبع : سایت هم طناب  

نوشته شده توسط Dena در 8:44 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 5/2/87

 

ویلی بنگاس Willie Benegas

ویلی بنگاسِ تولد یافته و بزرگ شده در قلب وحشی پاتاگونیا، گیلرمو (Patagonia, Guillermo)، دوره کارآموزی دراز مدتی را در کوهها گذرانده است. اشتیاق شدید وی برای صعود و گردش، اورا در ماجراجویی در سراسر جهان، از دیواره های عظیم یوسمیت (Yusemite) تا بلندترین قلل آمریکای جنوبی و رفیع ترین قله های هیمالیا کشانده است. اولین صعــود مهم ویلی در زمستان 1987 بر روی مسیری در جبهه غـربی پیلتریکوئیترونِ (Piltriquitron) پاتاگونیــا (WI2/3  A3   5/9 ,VI) پایان یافت، شاهکاری که تا کنون تکرار نشده است. او در سن 20 سالگی، جبهه جنوبی پر ابهت آکونکاگوآ (Aconcagua) و همچنین فیتز روی (Fitz Roy) را صعود کرد. در سالهای بعدی، ویلی اولین صعود جبهه شمالی برج بی نام (Nameless Tower) پاکستان را به نام خود ثبت کرد ("کتاب سایه ها" WI4 A4   +5/10 ,IIV)، رکـــوردهای صعـود سرعتـی دره یوسمیت را به دست آورد، و بر روی مسیــرهای جدید مهمی در جبهـه های شمالی افسانه ای تالای ساگار (Thalay Sagar) و ژانو (Jannu) تلاش کرد. شاهکارهای قابل ذکر وی پس از سال 2000 شامل ثبت رکورد جهانی سرعت صعود/فرود آکونکاگوآ (22831 فوت)، دویدن در مسابقه 100 مایلی افسانه ای لیدویل اولترا (Leadville Ultra و پنج بار فتح قله اورست است. شاید بزرگترین موفقیت ویلی در تاریخ، اولین صعود "مار بلورین" نوپتسه (Nuptse) در نپال باشد که با برادرش دامین (Damian) در بهار 2003 انجام داد و به خاطرش آنها جایزه میخ طلایی مجله کلایمینگ (Climbing) را بردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:29 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 29/1/87

 

لیدیا برادی

در سال 1987 لیدیا برادی توانست با صعود به گاشربروم دو بعنوان نخستین زن نیوزلندی که یک قله هشت هزار متری را فتح می کند نام خود را به ثبت رساند. این صعود به دلیل رکورد عجیب او و جان لیتل در ارتفاع 7800 متری کمی جنجال بر انگیز شد! یک سال بعد او با صعود بدون اکسیژن خود به اورست اولین بانویی لقب گرفت که به این مهم دست میابد. در این صعود لیدیا برادی عضو تیمی به سرپرستی راب هال بود و تنها اجازه صعود تا گردنه جنوبی را از دولت نپال دریافت کرده بود. اما وی در روز چهارده اکتبر به شکل غیر قانونی و به تنهایی اقدام به صعود نمود و در بازگشت بدون آنکه مدرکی از خود نشان دهد مدعی شد قله را فتح نموده. وی تنها نشانه هایی از قله را برای سایرین تشریح کرد. این امر موجب بروز کشمکشی سخت مابین سرپرست تیم راب هال و لیدیا شد. در نهایت کوه نوردان و شرپاهایی که چند روز بعد به قله اورست رسیدند ادعای لیدیا را تایید نموده و دولت نپال نیز با تایید این صعود, بدلیل غیر قانونی بودن آن وی را به مبلغ ده هزار دلار جریمه و تا 10 سال از ورود به نپال محروم نمود
البته برادی پیش از صعود به اورست در کارنامه کوه نوردی خود صعود به ده دیواره جهان را در کارنامه داشت, ضمن آنکه هفت مسیر را به عنوان نخستین زن در دره یوسیمیتی صعود نمود. این صعودها مابین سالهای هشتاد و یک و هشتاد و دو اجرا گردید
.لیدیا در شهر کریس چرچ در زلاند نو متولد و رشد کرد. در 14 سالگی کوه نوردی را آغاز و در سن 17 سالگی اقدام به صعود قلل آسپرینگ 3033 متر و کوه کوک 3764 متر نمود.در 19 سالگی به کشورهای اروپا, آمریکا (آلاسکا) و همچنین هیمالیای نپال رفته و صعودهای متعددی را در آنجا صورت داد. وی به مدت نه سال جهانگردی کرده و در هیچ کجای دنیا به مدت بیش از چهار ماه توقف ننمود, اما پس از آن تصمیم گرفت به موطن خود باز گردد .در سال 1994 وی از دانشگاه اوکلند در رشته پزشکی فارغ التحصیل شد. ضمن آنکه همچنان به عنوان راهنمای کوه نوردان و مشاور ورزشی زنان فعالیت می کند. لیدیا اکنون به اتفاق همسرش در کشور خود و در کنار دریاچه هاویا در نزدیک شهر واناکا ساکن می باشد.

مترجم :  رضا زارعی

نوشته شده توسط Dena در 10:12 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 22/1/87

 

صعود بدون اکسیژن زنان به اورست

تا کنون تنها 5 زن از میان زنان فاتح قله اورست موفق شده اند این کوه را بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن صعود نمایند.لیدیا برادی کوه نورد نیوزلندی در سال 1988 به عنوان نخستین زن موفق به این کار شد. گرچه وی برای اثبات صعودش سالها تلاش نمود, ولی در نهایت توانست آنرا به ثبت برساند.اما نفر دوم این لیست برای اثبات حقانیت خود هیچ نیازی به جدال با دیگران نداشت. الیسون هرگریوز کوه نورد پرقدرت اسکاتلندی در سال 1995 همچون یک ماشین قله را به تنهایی صعود نمود. گرچه متاسفانه یک سال بعد وی پس از فتح کی دو گرفتار طوفان شد و به همراه 5 کوه نورد دیگر ناپدید گردید. الیسون دارای دو فرزند پسر بود که در غیاب مادرشان که برای فتح 8000 متری ها به هیمالیا می آمد, پدر خانواده از ایشان نگهداری می کرد. وی درپاسخ آن عده که صعودش را با صعود انفرادی مسنر قیاس می کردند گفت: من و مسنر هر دو اورست را بدون اکسیژن و انفرادی صعود کردیم, با این تفاوت که مسنر در بازگشت چادر خود را در کوه جا گذاشت, ولی من همه وسایلم را به پائین بازگرداندم.در سال 1998 فرانسیس آرسنتیو موفق شد به همراه همسر روس خود از مسیر شمالی بدون اکسیژن به قله صعود نماید. اما متاسفانه آن دو در بازگشت کشته شدند.
در سال 2007
نووس مروی کوه نورد زن ایتالیایی که او هم به همراه همسرش رومانو بنت به اورست آمده بود موفق شد بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن به قله صعود کند.و سرانجام در همین سال الکسیا زوبرر از سوئیس نیز مدعی صعود بدون اکسیژن به اورست شد.

بدون شرپا, بدون اکسیژن

اما در بهار 2008 دانیلا تکسیرا کوه نورد زن پرتقالی قصد دارد بر این آمار بیافزاید. وی که دارای تخصص زمین شناسی است می خواهد بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن و البته بدون کمک گرفتن از شرپا قله اورست را فتح نماید.
وی که تنها 7 سال سابقه کوه نوردی دارد, در سال 2001 با صعود به کوه مون بلان مرتفع ترین قله آلپ نخستین کوه معروف زندگیش را صعود نمود. بعدها او توانست البروس و توبکال را در قفقاز صعود نماید. او قلل آکانکاگوا و کورژنفسکایا را نیز صعود نموده. تکسیرا در سال 2005 بخشی از جبهه جنوبی و دشوار شیشاپانگما را صعود کرد اما بدلیل ارتفاع زدگی هم طنابش مجبور به بازگشت شد. با این حال در یک صعود انفرادی در سال 2006موفق شد چوآیو را صعود نماید. وی عامل موفقیت خود را درهم هوایی سریعش می داند که ناشی از
max VO2 (حداکثر اکسیژن مصرفی) خوب و بالای خود می داند. حال باید منتظر بود و دید وی در بهار آینده تا چه حد می تواند به هدف خود یعنی صعود بدون اکسیژن اورست دست یابد.

نوشته شده توسط Dena در 12:8 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 22/1/87

 

ادموند هیلاری

سِر ادموند هیلاری (به انگليسي: Sir Edmund Percival Hillary) (تولد: ۲۰ژوئيه ۱۹۱۹ - درگذشت: ۱۱ژانويه ۲۰۰۸ كوهنورد و كاشف و نیکوکار نيوزلندي بود. او و تنزينگ نورگي (نپال) نخستین انسان‌هایی بودند که قله اورست را صعود کردند. این دو نفر که در بیست و نه مه ۱۹۵۳ در ساعت ۱۱٫۳۰ به قله اورست رسیدند هر دو عضو یک هیئت انگلیسی به سرپرسی جان هانت بودند که از مسیر یال جنوب شرقی (با عبور از آبشار یخی، کم غربی و لوتسه فیس) به قله رسیدند.هیلاری زنبورداری نیوزلندی بود که بعدها از سوی ملکه انگلیس به دریافت لقب سر یا شوالیه مفتخر گردید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 12:1 |  لینک ثابت  

آخرین پنجشنبه سال - 23/12/86

 

صخره‌نوردي بــا چنـگ و دنــدان

    چندي است يك جوان 30 ساله سوئيسي توجه اكثر مطبوعات مهم دنيا را به خود جلب كرده است و فعاليتهاي شگفت‌آورش موجب حيرت همگان شده است. اين جوان يك صخره نورد است اما نه يك صخره نورد معمولي، يك صخره نورد خارق‌العاده به نام (اويلي اشتيك) كه پرشيب‌ترين و بلندترين ديواره‌هاي صخره‌اي كوهستان‌هاي دنيا را بدون استفاده از طناب، قلاب، كمربند ايمني وهر گونه وسيله ايمني ديگر، تنها با قدرت ماهيچه‌هايش و در كوتاهترين زمان ممكن بالا مي‌رود. او از ماهيچه‌هاي قوي و نيرومندي برخوردار است. به طوري كه مي‌تواند با يك انگشت خود را روي صخره‌هاي صاف و پرشيب بالا بكشد. با اين حركات خيلي‌ها مشكوك شده‌اند كه او دوپينگ مي‌كند. اما آزمايشها خلاف آن را نشان داد. او روزانه بيشتر از هشت ساعت تمرين صخره نوردي با اين روش دارد و صخره‌هايي با ارتفاع هزار متر را بالا رفته و پايين مي‌آيد. او مي‌گويد: (اين تمرينات ماهيچه‌هاي مرا حسابي قدرتمند كرده است.) اين كار او به قدري حيرت‌آور و وحشتناك است كه حتي نگاه كردن به عكسهاي او در حين بالا رفتن از صخر‌ه‌هاي بلند سبب سرگيجه و وحشت انسان مي‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:38 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 8/12/86

 

سیمون مورو (Simone Moro)         

تاریخ تولد: 27 اکتبر 1967

از حدود 20 سال پیش که سیمون مورو فعالیت کوهنوردی خود را در آلپ ایتالیاآغاز کرده، اشتیاق او به سفر و اکتشاف و چالشهای جدید، او را به دورترین نقاط کره خاکی مان کشانده است: از پاتاگونیا تا روسیه و از آلپ تا هیمالیا. کوهنوردی سیمون در سال 1980 از صخره های دولومیتی ایتالیا به عنوان زمین بازی او شروع شد.

او درسالهای بعد مسیرهایی را تا درجه سختی 8a, ۸b)) را با موفقیت صعود کرد. او اکنون هم نیزمسیرهای فوقالعاده مشکل را روی سنگ (8a,۸b) و مسیر میکس (M9) صعود می کند. در اکتبر199۲ به عنوان اولین سفر خارج از اروپای خود در تیم اورست شرکت نمود.  اولین تجربه خود را در هيماليا در 7400 متری به پایان برد بدون اینکه پیشنهاد و فرصت خوبی برای قله داشته باشد. به هر حال این آغاز سفرهای بین المللی او بود. سیمون همچنان رویای عبور از اورست – لوتسه را که از طریق قله جنوبی به هم وصل می شوند در سر می پروراند. آخرین تلاش او در بهار سال2001 بانجات موفقیت آمیز یک کوهنورد انگلیسی در لوتسه پایان یافت. به دلیل انجام این عمل معنوی حقیقی کوهنوردی، باشگاه آمریکن آلپاین در فوریه2002 جایزه یادبود دیوید ا. ساولز (David A. Sowles) را به سیمون اعطاءکرد. همچنین در ژانویه 2003 به خاطر شرافت اجتماعی و روح مشارکت مثال زدنی اش برای نجات موفقیت آمیز، نشان طلای ارزش اجتماعی را از رئیس جمهورایتالیا یعنی کارلو آزلیو کیامپی (Carlo Azeglio Ciampi) دریافت کرد. درپاریس نیز برنده "جایزه بین المللی جوانمردی Pierre de Coubertin" شد.در روز جمعه 14 ژانویه 2005 سیمون مورو به همراه کوهنورد لهستانی پیوترمورافسکی (Piotr Morawski) به قله اصلی 8027 متری شیشاپانگما دست یافت.این صعود اولین صعود زمستانی  شيشاپانگما بود.همچنین اولین بار بود که یک کوهنوردایتالیائی موفق به انجام صعــود زمستانی بر روی قله 8000 متری می شد.وی اخیراً  نخستین کتاب خود "Cometa Sull'Annapurna" را به چاپ رسانید که این کتاب داستان هیئت زمستانی شوم آناپورنا در سال 1997  را بازگو می کند که در طی آن، همنوردش آناتولی بوکریف جان خود را از دست داد در حالیه که سیمون به طور معجزه آسائی زنده ماند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 7:48 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 2/12/86

 

 

Wolfgang Gullich

 

ولفگانگ گولیچ1992 1960

من زندگی خود را بصورت کامل و جدی می گذرانم. من این امکان را داشته ام که آدمها و کشورهای زیادی را ببینم. این امکان را داشته ام که با قرارگرفتن در موقعیتهای فوق العاده، نگاهی به گوشه های پنهان ضمیر باطنی ام داشته باشم. من برای خودم این گونه فکر می کنم تا جایی که هر چیزی را یک هدیه در نظر می گیرم. ترس از مرگ قدرت زیادی ندارد اما من به شدت اززندگی ام دفاع می کنم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 7:52 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 25/11/86

 

فاتح هشت ساله بلند ترین قله های جهان

سازمان کوهنوردی نپال نام او را به عنوان جوانترین کوهنوردی که تا کنون توانسته است به این قله مرتفع قدم بگذارد ثبت کرده است و در جشن زمین سال 2005 که در ماه دسامبر در شهر توبل برگزار شده است، از وی قدردانی به عمل آمده است.این سفر کوهپیمای که توانست خاطرات و رویدادهای بسیار جالبی را در ذهن ایدن ثبت نماید مدت چهار ماه به طول انجامید. در این سفر او به همراه پدر و چند راهنما که در آنها را همراهی می کردند به رشته کوههای با ارتفاع 6 هزار متر صعود کردند.او که در این سفر رشته کوه آلپ و قله اورست را از نزدیک نظاره گر بوده است، طاقت فرساترین و مشکل ترین قسمت سفر را عبور از شیب 45 درجه صخره های یخی یکی از قله رشته کوه آلپ ذکر می کند.آقای گلد، پدر ایدن از اساتید بوم شناسی و محیط زیست بوتل در شهر دانشگاهی توبل است که به منظور بررسی محیط زیست و طبیعت ارتفاعات بلند کوهسناتی به همراه همسر و دو پسرش راهی این سفر تحقیقاتی شد اما همسر و پسر پنج ساله اش در میانه راه خسته شدند و در اقامتگاه اصلی اورست مستقر شدند. ایدن از کوهنوردی به عنوان ورزشی توام با شگفتی و ماجراجویی یاد می کند.ادین از دیدن مناظر کوهستانی لذت می برد و اولین بار به شدت چار سرما خوردگی شد و با وجود یکنوتختی و طاقت فرسا بودن سفر، با علاقه ای وصف نا پذیر برای ساعتها کوهنوردی و در امتداد یک مسیر اعلام آمادگی می کند.والدین او براین باورند که ادین از تمرکز بسیار بالایی  برخوردار است که این تمرکز ناشی از ابتدا به بیماری نشانگان آسپور،که نوع پیشرفته او(در خود ماندگی ذهنی)است، می باشد که در سن 3سالگی تشخیص داده شد.او قصه گویی توانمند است که قادر است داستانی نوشته و سپس آن را با صدای بلند برای دیگران قرائت کند. در سال گذشته در مسابقه داستان نویسی که در مجموعه تاتر شهر سیاتل برگزار شد، توانست جایزه ویژه رقابت را ازآن خود کند.او همچنین به هنر کاغذ سازی به سبک ژاپنی علاقمند است و در طراحی آنها طرحهایی که ساخته و پرداخته ذهن خود است استفاده می کند.
استعدادها و تواناییهای چنین کودکی که تحت تاثیر نا توانیهای فیزیکی، اختلالات رفتاری ناشی از این بیماری قرار گرفته است، بسیار شگفت انگیز و در خور ستایش و تقدیر است.

نوشته شده توسط Dena در 8:36 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 22/9/86

 

 

رویا پرداز درست اندیش

کوهنورد اسلونیایی 82 قله 4 هزار متری قلل آلپ را در طی 102 روز در زمستان بصورت انفرادی صعود نمود.برای اکثر آمریکایی ها صعود 4 هزار متری هیچ محسوب می شود، اما در صورت پرواز در ارتفاع 4هزار متری در قلل آلپ، 82 قله سربرافراشته از زمین قابل مشاهده اند. بسیاری از آنها همچون آرت دو دایبل، مونت بلان و گرانه ژوراس بسیار سرد و خطرناکند.  میهاوالیک 28 سال، آلپانیست و راهنمای کوهستان اهل اسلونی در هفتم آوریل این 82 قله را در طی 102 روز صعود نمود. برنامه او با صعود قله کورن دودایبل در 27 دسامبر 2006 آغاز شد. پانزده همنورد مختلف در طی این مدت او را همراهی نمودند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 9:8 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 15/9/86

 

نيوس مروي

نيوس مروي كوه نورد زن ايتاليايي در 17 سپتامبر 1961 در شهر برگامو ديده به جهان گشود. وي در سال 1989 با رومانو بنت ديگر كوه نورد ايتاليايي ازدواج و از آن هنگام تمامي صعودهايشان را به اتفاق انجام داده اند.رومانو بنت نيز در سال 1962 در تارويسيو كه از توابع آلپ ايتاليا است ديده به جهان گشود. وي نيز تاكنون به 10 قله 8000 متر پاي نهاده. بنت پيش از صعود سال 2006 به كي دو به همراه همسرش سه بار بر روي اين كوه تلاش نموده بود. وي صعودهاي بيشماري را بر روي كوههاي فني آلپ صورت داده و مسيرهاي زيادي را نيز در اين منطقه گشايش نموده، از تلاشهاي جالب او همچنين مي توان به صعود مسير جديد بر روي باگراتي دو 6450 متر در منطقه هيماليايي گاروال اشاره نمود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 14:30 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 8/9/86

 

جوانترین فاتح قلل مرتفع 7 قاره

 

يك خانم هجده ساله آمريكايي با فتح قله اورست، جوان‌ترين انساني لقب گرفت كه براي نخستين بار، موفق به صعود به بلندترين قله‌هاي هفت قاره جهان شده است.به گزارش لوس‌آنجلس‌تايمز، سامانتا لارسون از بیس کمپ و از طريق تلفن ماهواره‌اي با مادرش در نيويورك تماس گرفت تا خبر صعود موفقيت‌آميز خود را به او بدهد.سامانتا كه براي صعود به اورست و تكميل ركورد صعود به هفت قله بلند هفت قاره جهان حضورش در دانشگاه استانفورد را يك سال به عقب انداخته بود، گفت: واقعا احساس خوبي دارم و خوشحالم.لارسون و ديويد پدر 51 ساله‌اش موفق شدند پنجشنبه صبح قله اورست را فتح كنند، سامانتا همچنين جوان‌ترين آمريكايي لقب گرفت كه موفق به فتح اورست شده است. آنها همچنين اولين تيم پدر و دختري بودند كه اين هفت قله را فتح كرده‌اند.صعود به هفت قله بلند قاره‌ها توسط اين دو از زمان شروع دبيرستان توسط لارسون آغاز شد.بنا بر آمار سايت سون سامیت، لارسون با اين صعود موفق به اورست، ركورد قبلي صعود به هفت قله بلند هفت قاره جهان را كه در سال 2006 تويس رايس بريتانيايي در سن بيست سالگي به جا گذاشته بود را شكست.دولت نپال همچنين اعلام كرده كه او جوان‌ترين فرد خارجي است كه موفق به صعود به اورست شده است هرچند برخي سايت‌هاي كوهنوردي ادعا مي‌كنند كه يك جوان هفده ساله فرانسوي در سال نود موفق به اين كار شده است. جوان‌ترين فرد صعود كرده به اورست تاكنون يك شرپاي پانزده ساله بوده است.لارسون در سيزده سالگي قله آكونگاگوا در آفريقاي جنوبي و در چهارده سالگي قله كليمانجارو آفريقا را فتح كرده بود.از زماني كه سر ادموند هيلاري و تنزينگ نورگي، شرپاي نپالي در بیست و نه مي پنجاه و سه موفق به فتح اورست براي نخستين بار شدند تاكنون حدود دو هزار نفر موفق به صعود به اين قله شده‌اند.

نوشته شده توسط Dena در 7:17 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 24/8/86

 


مرگی در لوتسه

هنوز پمبا دوما دختری 2 ساله بیش نبود که که مادرش را از دست داد. پدربزرگ و مادر بزرگش وظیفه بزرگ کردن وی را بر عهده گرفتند. وی متولد هفت جولای 1970 بود. بعدها او در کومجونگ راهی مدرسه شد، همان مدرسه ای که ادموند هیلاری آنرا احداث کرده بود. پمبا کودک پر هیجان دهکده کومجونگ آنقدر با هوش بود که در جوانی 9 زبان زنده دنیا را فرا گرفت. وی در یک آزانش گردشگری به کار مشغول شد و ضمن راهنمایی گردشگران در بازدید از دامنه های زیبای کشورش، خود نیز به کوه نوردی که ورزش و شغل نخست مردم سرزمینش بود روی آورد. گرچه در طول زندگی هیچگاه از تربیت و هدایت نوجوانان و کودکان کومجونگ غفلت نکرد.در 19 می سال 2000 وی اورست را بعنوان نخستین زن نپالی از جبهه شمالی صعود نمود - در سال 1993 پاسانگ لامو نخستین زن نپالی بود که از مسیر جنوبی به قله اورست رسید. وی در بازگشت بدلیل ضعف بدنی و طوفان کشته شد- و دو سال بعد یعنی در 16 می سال 2002 پمبا توانست به همراه تیمی متشکل از زنان نپالی از مسیر جنوبی نیز به قله دست یابد. بدین شکل وی نخستین زن نپالی بود که از هر دو مسیر به قله دست می یافت. پس از این موفقیت براندرا پادشاه فقید نپال وی را به حضور پذیرفت و به طرز شایسته ای از تلاشهایش تقدیر شد. پمبا همچنین در 22 سپتامبر 2005 چوایو را نیز فتح نموده بود در ساعت 11 و سی دقیقه روز 21 می 2007 پمبا به همراه بلیر فالاهی از اطریش و شرپاها پالدن نامگیال و ناوانگ تنزینگ موفق شد قله لوتسه را فتح نماید. متاسفانه یک ساعت بعد در بازگشت از قله پمبا دوما بر اثر سقوط به شدت مصدوم شد و بدلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

نوشته شده توسط Dena در 10:11 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 12/7/86

 

 اد ویستر   Ed Viesturs

اد ویستر در 22 جون 1959 در منطقه راکفورد ایالت ایلی نویز آمریکا متولد شد. وی در 1977 جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های واشینگتن به این شهر نقل مکان نمود و داستان کوهنوردی او نیز از همین جا با صعود کوه رینر آغاز گشت  و او در 23 سالگی تبدیل به راهنمای اختصاصی این کوه برای کوهنوردان و جهانگردان شد به طوری که در مدتی کوتاه بیش از 180 گروه را بر روی کوههای این منطقه هدایت نمود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:32 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 25/5/86

 

اینا رو می­ شناسین؟...

ژاک دمورگان: نخستین کسی که به قله اشترانکوه صعود و گزارش مستند از صعود خود ارائه میکند.

سرپرسی سایکس: نخستین صعود به قله هزار کرمان با ارتفاع 4465 متر که بلندترین قله کرمان است را انجام داده است.گزارش مستندی از این صعود در خاطرات او آمده است که به صورت کتاب ( مسافرت به اعماق ایران) منتشر شده است.

 ایزابلا بی شاپ: در دوره ای بسیار نا امن به تنهایی از طریق بین النهرین و عراق و از طریق کرمانشاه وارد ایران شده است و شروع به اکتشاف در منطقه لرستان می کند. که مهمترین اکتشافات این فرد کشف دریاچه گهر است. به دلیل اینکه نام محلی این دریاچه را نمی دانسته است نام دخترش "ایرنه" را روی این دریاچه می گذارد...

 فریا استارک : از طریق قزوین وارد الموت می شود و به وسیله گردنه کلجاران برای اولین بار منطقه علم کوه را می بیند.

هاریسون: بنیانگذار پروازهای اکتشافی زاگرس و عکس برداری های اولیه از کوه های لرستان را با هواپیماهای ابتدایی آن زمان انجام داده است. 

برادران برن مولر آلمانی : برای اولین بار موفق به صعود قله علم کوه بلندترین قله منطقه تخت سلیمان شدند. که گزارش صعود هم موجود است. 

 هانس بوبک : استاد دانشگاه تهران که ایرانی ها اکتشاف علم کوه را مدیون این شخص هستند. بوبک تمامی یخچالهای این منطقه را شناسایی می کند و با اسم های محلی نام گذاری می کند. صعود به قله علم کوه را انجام می دهد و اکتشافی کامل روی این منطقه انجام میدهد... از دیگر کارهای بوبک ، فعالیت هایی است که در منطقه البرز مرکزی انجام می دهد و منجر به کشف چند برف چال می شود. اکتشافات مختصری هم روی دماوند داشته است. همچنین در زاگرس هم مطالعاتی داشته است

آلفونس گابریل: این شخص از لحاظ جمع آوری اطلاعات و استخراج منابع از همه قوی تر بوده است... کتاب " عبور از صحاری ایران" از کتابهای اوست..."تحقیقات جغرافیایی ایران" از کتابهای دیگر اوست که به سیر اکتشافات ایران پرداخته است...

منبع: علی مقیم

نوشته شده توسط Dena در 8:47 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 11/5/86

 

شنا در قطب شمال

مرد 36 ساله انگلیسی 19 دقیقه را در آب‌های قطب شمال شنا کرد لوئیس پاگ 36 ساله که اهل لندن است توانست مدت نوزده دقیقه را در آب‌های یخ زده قطب شمال شنا کند و جان سالم به در ببرد

وي كه يك فعال محيط زيست است هدف نخست خود را اعتراض به تغييرات آب و هوايي و گرم شدن زمين عنوان نمود وی برای یک کیلومتر شنا کردن در این آبها که چند ثانیه اش می تواند انسان را به کشتن بدهد مدتها است که با انداختن مقدار بسیار زیاد یخ در استخر محل تمرینش خود را برای شنا در دمای حداقل زیر سي درجه سانتیگراد هواآماده می‌کند او با چند دقیقه تمرکز توانست دمای داخلی بدنش را از سي و هفت درجه به بیش از سي و هشت درجه برساند و در آب شیرجه بزند پاگ که تا به حال بيست بار رکوردهای شنای حرفه‌ای از جمله یک کیلومتر شنا در اقیانوس اطلس را شکسته است از مدتها قبل برای بدست آوردن این رکورد تلاش می‌کند وجود نمک در آب‌های قطب شمال باعث می‌شود که آب یخ نزند و امکان شنا در آن وجود داشته باشد.

نوشته شده توسط Dena در 8:32 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 4/5/86

 

لاکپا شرپا Lakpa Sherpa

سولوخمبو دره ای است طولانی و مرتفع در شمال شرقی کشور کوچک و زیبای نپال، با ساکنانی بودایی مذهب که در میانشان نژادی پرتوان بنام " شرپا" شهرتی جهانی دارند. کلمه شرپا به معنای "مردمان شرق" می باشد. مردمانی سخت کوش که بیش از 4 قرن است از فلات تبت به جنوب مهاجرت کرده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:25 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 24/3/86

 

نانگا پاربات

  پیش از انقلاب و به همت انجمن کوهنوردی آن زمان کتابی به نام " حماسه نانگاپاربات " به چاپ رسید که شاید ماندگارترین یادگار آن شورا باشد. این کتاب بین کوهنوردان ایرانی معروفیت بی نظیری پیدا  کرد و تا سال ها و بعد انقلاب نیز بعنوان تنها کتاب موجود کوهنوردی که به شرح هیمالایا و شگفتی های صعود قلل هشت هزارمتری می پرداخت دست به دست می شد.این کتاب راوی یکی از بزرگترین و بی نظیر ترین حماسه های کوهنوردی در صعود به کوه های بلند است . نویسنده کتاب " دکتر کارل هرلیخ کوفر" یکی از معروف ترین سرپرستان هیئت های اعزامی به قله های هشت هزار متری بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:20 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 17/3/86

 

آخرین کوهنورد؛     Jean-Christophe Lafaille

وقتی ما کوهستان را دوست داریم تمامی قواعد آنرا هم می پذیریم.

آخرین کوهنورد فرانسه هم مرد؛ این جمله ای بود که نشریه ورتیکال در شماره پائیز نود و دو درست یک ماه پس از مرگ پیربگین در آناپورنا روی جلد خود درج نمود. پیربگین کوهنورد چهل و یک ساله فرانسوی یکی از بزرگترین کوهنوردان عصر فرانسه بود با سابقه تلاش بر روی اکثر دیواره های سرسخت آلپ و مسیرهای دشوار در هیمالیا از جمله هشتاد و یک- جبهه غربی ماناسلو  هشتاد و سه- کانچن چونگا ناموفق هشتادو چهار- دائولاگیری، اولین صعود برج جنوبی به همراه ژان نوئل روشههشتاد و هفت- ژانو جبهه شمالی به همراه اریک دی کمپ هشتادو نه- ماکالو صعود انفرادی جبهه جنوبینود و یک- کی2 یال شمال غربی به همراه کریستوف پروفی نود و دو- آناپورنا مسیر جدید در جبهه جنوبی پیربگین را در آناپورنا کوهنوردی کم سابقه در هیمالیا و البته پرتوان در آلپ بنام ژان کریستوف لافائل همراهی می کرد وی در آن زمان تنها 25 سال سن داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 9:15 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 10/3/86

 

ولادیسلاو تریزول   Vladislav Terzyul

آرزوی آخر تازه خوابم برده بود که احساس کردم بیش از حد گرمم شده.زیپ کیسه خواب رو باز کردم که نور خیره کننده زرد رنگ در داخل چادر چشمم رو زد.بارش برف بند اومده بود و هوا صاف شده بود. تصمیم گرفتم برای عکاسی از چادر خارج بشم.برف جلوی در را پاک کردم و بیرون آمدم. سر و صدای بهمنهای جبهه شمال شرقی "نوپتسه" آدم را حسابی هیجان زده میکرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 10:40 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 3/3/86

 

داود خادم اصل Davood Khadem Asl

 

  زنده یاد داود خادم اصل

خاطرات سرد

بازگو کردن خاطرات دوستانی که ديگر نيستند کار راحتی نيست، در واقع کاری

 است زجرآور، اما نگفتن از آنها زجرآورتر است، بخصوص در مورد داود.

ياد اولين باری که او را ديدم ميافتم، با "ابراهيم شيخی" داخل مسجد ورزشگاه

 شهيد شيرودی نشسته بود. او برای همراهی با تيم اورست از ژاپن به ايران آمد

ه بود. اسفند ۱۳۷۶ بود. پيشتر از او زياد شنيده بودم، از زندگيش، از

 کارهاش و از کوهنورديش.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 11:48 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 3/3/86

خوآن اویارزابال Juan Oiarzabal

 خوآن اویارزابال یکی از سرسختترین فاتحان قلل 8000 متری دنیا، در 30 مارس 1956 در ویتوریا گاسنیز اسپانیا متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسه جسوس اوبررو در همان زادگاهش به پایان رساند و در زمینه الکترونیک مشغول به کار شد.اویارزابال در نوجوانی به ورزش ژیمناستیک پرداخت و البته پس از آن به تشویق پدر و دوستانش به کوهنوردی روی آورد و خیلی زود توانست در این ورزش خیلی سریع رشد نماید. پیش از روی آوردن به صعود قلل مرتفع وی چندین مسیر دشوار را بر روی قلل فنی آلپ و اسپانیا صعود کرد.اویارزابال تا سال 2005 در مدت 23 سال کوهنوردی جدی توانست در 35 هیئت بزرگ شرکت نماید و او ششمین فاتح تمام 14 قله 8000 متری و البته چهارمین کسی بود که تمام این قلل را بدون کپسول اکسیژن مصنوعی فتح نمود. بی شک او یکی از پایدارترین کوهنوردانی است که تاکنون هیمالیا به خود دیده. وی در سال 1999 نشان لیاقت در زمینه ورزش را از دولت اسپانیا دریافت نمود. همچنین در سال 2000 بعنوان شهروند نمونه باسک برگذیده شد.او همچنین صعودهایش را در 4 کتاب به رشته تحریر در آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 11:44 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 6/2/86

 

پیوتر پوستلنیک Piotr Pustelnik

 نام پیوتر پوستلنیک  با امداد در کوهستان عجین شده. او با چندین بار کمک رسانی به کوه نوردان در برودپیک جوانمردیش را ثابت کرد، اما پیش از برودپیک  او در کی 2 نشان داده بود مردانگیش بیش از یک امداد ساده است. در سال 1996 وی جان یک کوه نورد ایتالیایی را بر روی این کوه نجات داد. وی کوه نورد مصدوم ایتالیایی را که بر روی طناب های ثابت مانده بود با کمک رسیچ پاولفسکی به کمپ اصلی بازگرداند. پوستلنیک مجبور شد چند روز بعد برای صعود قله تلاش تازه ای را صورت دهد. زمانیکه او به خانه بازگشت، کمیته ملی المپیک لهستان جایزه صعود جوانمردانه را به وی اعطا نمود. اما پوستلنیک معتقد است "رفتار انسانی نیازی به جایزه و تشویق ندارد".

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 15:10 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 30/1/86

 

ادورنه پاسابان Edurne Pasaban


ادورنه پاسابان کوه نورد زن اسپانیایی درسال هفتاد و چهار در شهر تولوسا واقع در ایالت باسک متولد شد. وی تاکنون توانسته قلل اورست، کی 2، لوتسه، ماکالو، چوآیو، نانگاپاربات، گاشربروم یک و دو را در دوره کوتاهی فتح نماید. پاسابان با صعود موفق به کی 2 در سال دو هزار و چهار عنوان تنها زن فاتح این کوه را کسب کرد که همچنان در قید حیات است. وی پس از صعود به قله نانگاپاربات در سال دو هزار و پنج به مدت یک سال از کوهستان دور ماند، و بدین شکل راه برای کوه نورد زن اطریشی
گرلین کالتن برونر جهت قرار گیری در صدر زنان فاتح هشت هزار متری محیا شد تا با صعود کانچن چونگا به نهمین 8000 متری خود دست یابد. ضمن آنکه کوه نورد زن ایتالیایی نویس مروی با صعود به دائولاگیری و کی دو در سال دو هزار و شش در کنار پاسابان قرار گرفت. اما ظاهرا ادورنه پاسابان قصد دارد با تلاشی مضاعف عقب ماندگی خود را جبران نموده و با کمک دیگر کوه نورد اهل باسک یعنی خوآنیتو اورازابال به عنوان نخستین زن فاتح 14 قله هشت هزار متری نام خود را ثبت نماید. آنها قصد دارند تا در نخستین گام به آناپورنا رفته سپس در تابستان به برودپیک صعود نمایند. پاسابان و اورازابال برای پائیز 2007 نیز بر روی یکی از قلل ماناسلو یا دائولاگیری تلاش خواهند نمود. پاسابان پیشتر در تلاش برای فتح کی2 نیز به همراه اورازابال به این کوه سترگ رفته بود، که البته حاصل کار علاوه بر صعود قله قطع دو انگشت سرمازده پای وی بود. پاسابان پس از فتح نانگاپاربات و شکست در صعود به شیشاپانگما به مدت یکسال از هیمالیا دور بود و اینک همگان منتظر تلاش وی و دو بانوی اطریشی و ایتالیایی هستند تا در این رقابت نخستین زن فاتح 14 قله هشت هزار متری مشخص شود.

نوشته شده توسط Dena در 12:50 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 23/1/86

 

آنگ ریتا شرپا   ang rita sherpa

کمتر کسی را می توان در نپال یافت که او را نشناسد، صحبت از آنگ ریتا ست، کوهنورد بزرگی که توانست طی سالهای 1993 تا 1996 ده بار اورست را بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن صعود نماید. آنگ ریتا در 1949 در منطقه سولوخمبو در کشور نپال متولد شد. او تنها فرزند یک زوج روستایی بود، یالاها شرپا و چوهکیت. او در سال 1970 با کانچی ازدواج کرد که سه پسر و یک دختر حاصل این ازدواج بود. او در 15 سالگی با حرفه چرای یاک و باربری برای گردشگران پا به دامنه های اورست نهاد. همچنین در فصول دیگر سال به خرید و فروش کالا میان تبت و منطقه خود مبادرت می کرد. آنگ ریتا اولین بار در سال 1983 اورست را فتح نمود. این موفقیت در سالهای 84 و 85 نیز تکرار شد. در 1988 وی دو بار توانست قله را فتح نماید که البته یک بار آن در زمستان بود. این پیروزی ها طی سالهای 90، 92، 93، 95 و 96 نیز تکرار گردید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 13:51 |  لینک ثابت  

آخرین پنجشنبه سال 24/12/85

 

تنسینگ نورگی Tenzing Norgay

ببر برفها در آتش

نام اولیه او نامیگال وانگری بود، اما یک لاما یا راهب بودایی او را تنسینگ نورگی خواند که به معنای پیر، ثروتمند و خوشبخت دین می باشد. در نتیجه شرپای جوان یک بودایی سرسپرده بار آمد. تاریخ و محل تولد تنسینگ نورگی مشخص نیست، اما به گفته خودش در سال 1914 در دهکده تساچو در منطقه سولوخمبوی کشور نپال متولد شده. او یازدهمین فرزند از 13 فرزند یک خانواده پر جمعیت نپالی بود. دوران نوجوانی و جوانی را در دهکده تامی و در کوهپایه های اورست به سر برد و تمام دوران نوجوانیش را به چراندن یاک در دامنه های کوه ها گذراند و در حالیکه سایر برادران و خواهرانش درس می خواندند او هرگز به مدرسه نرفت و با چرای یاکها در رویای صعود به اورست، نوجوانی را پشت سر نهاد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:42 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 17/12/85

 

کریس بانینگتون 

سرکریس بانینگتون در 6 آگوست 1934 در همپستد انگلستان متولد شد. وی را می توان بعنوان یکی از آگاهترین کوه نوردان دنیا و بی شک از جمله موفقترین سرپرستان برنامه های فنی در هیمالیا به شمار آورد. سرپرستی در صعود به دیواره جنوبی آناپورنا در ابتدای دهه هفتاد میلادی و سرپرستی تیم صعود به دیواره جنوب غربی اورست دی نیمه دهه هفتاد از جمله بزرگترین کارهایی به شمار می آید که او صورت داد و تاثیر عظیمی در شکل گیری کوه نوردی فنی در هیمالیا داشت. بانینگتون در حدود 90 بار بر روی قلل هیمالیا بعنوان کوه نورد یا سرپرست صعود، فعالیت کرد و با طراحی و اجرای بیش از 20 صعود بر روی قلل دست نخورده هیمالیا طی 4 دهه پایانی قرن بیستم همواره در راس اخبار کوه نوردی قرار داشت. از جمله کارهای وی می توان به صعودش به اگری به همراه داگ اسکات در سال 1978 اشاره کرده که پس از بیست بار تلاش تنها در سال 2002 تکرار گردید. ضمن آنکه طی سالهای گذشته بارها در پستهایی همچون ریاست اتحادیه کوه نوردی انگلستان، ریاست پارک ملی انگلستان و ریاست شرکت معتبر برگهاوس، ریاست دانشگاه لنکستر و ...... به جامعه کوه نوردی خدمت کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 8:2 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 10/12/85

 

آناتولی بوکرایف  Anatoli Boukreev

آناتولی نیکولیویچ بوکرایف در 16 ژانویه 1958 در جمهوری قزاقستان که آنزمان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود به دنیا آمد. وی فعالیت کوهنوردی خود را خیلی زود، یعنی از 1970 آغاز کرد، و در همان دوران جوانی پله های طرقی را یکی پس از دیگری طی نمود. صعود به شمار زیادی از قلل تیان شان و پامیر به او چهره ای ملی بخشید و بعدها توانست به عضویت تیمهای اعزامی اتحاد جماهیر شوروی به هیمالیا در آید. از این طریق بود که بوکرایف را جهانیان شناختند. با گشوده شدن مرزهای شوروی و استفلال قزاقستان وی به آمریکا نقل مکان کرد تا راحتتر بتواند ضمن کسب در آمد به قلل رفیع دنیا دست یابد. تلاش چشمگیر بوکرایف در حادثه اورست 96 و نجات جان سه کوهنورد در ارتفاع بالاتر از 8000 متر و انتقال آنها طی سه مرحله به کمپ آخر در گردنه جنوبی باعث شد تا او را دارای نیرویی مافوق بشر بدانند. گرچه انتقادهای زیادی نیز به وی وارد شد و البته بوکرایف در کتاب صعود که پس از این حادثه منتشر شد از عملکرد خود دفاع نمود. صبر و مقاومت، تواضع و بی ادعایی نسبت به فعالیتهای انجام شده از خصوصیات بارز وی بود. سرانجام بوکرایف در تلاش زمستانی برای دستیابی به قله آناپورنا 8091 متر در 29 دسامبر 97 بر اثر سقوط بهمن ناپدید شد.

 برخی از صعودهای بوکرایف


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 7:30 |  لینک ثابت  

سه شنبه 1/12/85

 

کالتن برونر Gerlinde Kaltenbrunner

با گذشت بیش از 10 سال از مرگ وندا رتکویچ کوهنورد زن لهستانی، گرلین کالتن برونر کوهنورد زن اطریشی موفق شد با صعود به کانچن چونگا 8586 متر بعنوان نخستین زن کوهنورد به نه کوه 8000 متری دست یابد. کالتنبورنر کوهنورد زن اطریشی در 13 دسامبر 1970 متولد شد. او ساکن منطقه بلک فارست در جنوب غرب آلمان می باشد. کالتن برونر نخستین بار کوهنوردی را به همراه کشیش دهکده خود آغاز کرد. آنها هر یکشنبه پس از پایان مراسم نیایش به کوه می رفتند. او نخستین صعود 8000 متری خود را در سال نود و چهار و درست زمانیکه 23 سال سن داشت با صعود به قله پیشین برودپیک 8005 متر تجربه کرد. در طی 5 سال پس از این صعود کالتن برونر توانست 7 قله 8000 متری دیگرراهم فتح نماید که تمامی این صعودها بدون بهره گیری از اکسیژن مصنوعی بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Dena در 9:59 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 14/10/85

 

صعود اورست بدون پا

 کوهنوردی که هر دو پایش را از دست داده است ، توانست قله اورست را فتح کند به گزارش میرور،( مارک اینگلیس) 47 ساله 40 روز وقت صرف کرد تا به بالای بلندترین قله جهان برسد . در حین این صعود بسیار دشوار، یکی از پاهای مصنوعی مارک شکست اما وی آن را تعمیر کرد وی برای زمان صعود خویش مجموعه ای از قطعات یدکی را در داخل کیسه ای به همراه برده بود تا در صورت بروز اشکال ، بتواند پاهای منصوعی خود را تعمیر کند و از راه نماند . به گفته همسر آقای" اینگلیس"وی در تمام عمرش آرزوی صعود به اورست را داشته است. مارک اینگلیس اهل نیوزلند بوده وسابق بر این راهنمای کوهنوردی بوده است . وی هنگامی که در سال 1982 برای به صعود به قله کوک - بلندترین قله نیوزلند - تلاش می کرد ، در توفان گیر کرد و گروههای امدادی وی را نیمه جان یافتند و مارک پاهایش را بر اثر یخ زدگی از دست داد. اما وی از تلاش باز نماند و راهنمای اسکی شد و توانست در پارا المپیک سیدنی یک مدال نقره به دست آورد.

 

نوشته شده توسط Dena در 7:44 |  لینک ثابت  

پنجشنبه 25/8/85

 

 Seeing isn’t believing

Blind man defies skeptics and climbs Everest

Completely blind since the age of 16, Erik Weihenmayer is used to dealing with prejudice and preconceptions. So he probably wasn’t surprised to encounter them on Everest. Some climbers protested that what he was doing was crazy and dangerous, that a blind man had no place being on the mountain. The leader of another expedition said he would shadow Weihenmayer’s National Federation of the Blind (NFB) expedition so he could take a picture of his dead body.

But Weihenmayer, 32, of Golden, Colorado, is also used to doing things that people say he can’t do. A climber since he lost his sight, he has led5.10, climbed El Cap, summated Denali’ and done ice routes like Polar Circus in the Canadian Rockies. On Everest he proved that he was more than just capable. On May 25 when he reached the top, via the regular South Col route, he was going strong, the fourth of a record-breaking group of 19 from the NFB expedition to summit that day.(The first was Sherman Bull of New Canaan, Connecticut _ at 64 the eldest person to climb the mountain _ who reached the top with his son, Brad.)

“Erik was just another climber on the mountain,” says Nancy Feagin of Glenwood spring, Colorado, who summated one day earlier. “in fact, he was better than most climbers.”

Of those last few feet, Weihenmayer says, “I could hear the drop-offs on both sides. Then my partner Luis Benitez [who had been climbing ahead of him wearing bear bells to lead the way] said, There’s nowhere else to go. I knew I was there because of the open sound; on the summit, instead of bouncing off things, it goes infinitely _ it’s a wild sound.

Since returning Weihenmayer has been on a national tour to promote his new book, Touch the Top of the World. He’s also been the subject of a non-stop media blitz, appearing on the cover of the June 18 issue of Time magazine and as a guest on the Today, Regis, and Jay Leno shows. He has become a celebrity, although he says that’s not why he climbs mountains like Everest: “I do it for personal reasons. I like the beauty, excitement, and adventure. But there’s no harm attaching yourself to a bigger cause. It stretches people’s perceptions of what’s possible.”

“A lot of people talk about climbing mountains for the view,” says Erik  Weihenmayer, “That’s such a copout. That’s not why you climb. You don’t suffer for three months for just a pretty picture. I think you summit mountains for all sorts of things: accomplishment, purpose, teamwork.” Climbing, No 2006 

The Canadian Rockies comprise the Canadian segment of the North American Rocky Mountains range.

El Capitan is a 3,000 foot vertical rock formation in Yosemite Valley and Yosemite National Park.

Mount McKinley or Denali in Alaska is the highest mountain peak in North America, at a height of approximately 20,320 feet (6,194 metres). It is the centerpiece of Denali National Park.

 

 

دیدن باور داشتن نیست

مرد نابینا با غلبه بر تردیدها به اورست صعود کرد.

اریک ویهنمیر که از سن 16 سالگی کاملا نابیناست به سروکار داشتن با تعصبات و پیش داوری ها خو کرده است. به همین دلیل مواجه شدن با چنین برخوردهایی در اورست او را غافلگیر نکرد. بعضی از کوهنوردان اعتراض کردند که آنچه او قصد انجامش را داشت دیوانگی و خطرناک بود؛ یک مرد نابینا جایی در کوهستان نداشت. سرپرست یکی دیگر از اردوها گفت که قصد دارد هیئت اعزامی فدراسیون ملی نابینایان ویهنمیر (ان اف بی)  را سایه به سایه تعقیب کند تا بتواند از جسد بیجان او عکس بگیرد.

اما ویهنمیر 32 ساله از گلدن کلرادو همچنین به انجام کارهایی که مردم می گویند او قادر به انجام آن نیست خو کرده است. او از زمانی که بینایی اش را از دست داد به کوهنوردی روی آورد و موفق به صعود سرطناب مسیرهایی با درجه سختی 5.10، صعود دیواره ی ال کاپیتان، فتح قله دنالی و کار بر روی مسیرهای یخی مثل پلار سیرکس در رشته کوه های راکی کانادا شد. در اورست اریک ثابت کرد که چیزی بیش ازِ قابلیت در اختیار دارد. در 25 ماه مه او از طریق مسیر معمول سوت کل به قله رسید در حالیکه با قدرت پیش می رفت و چهارمین نفر از گروه رکورددار 19 نفره ی هیئت اعزامی ان.اف.بی در آن روز به قله بود. اولین نفر شرمن بول از نیو کنان کانکتیکات، در64 سالگی مسن ترین فرد گروه بود که همراه پسرش براد بر قله قدم گذاشت.

نانسی فیجن از گلنوود اسپرینگ کلرادو که یکروز زودتر به قله صعود کرده است می گوید: اریک تنها کوهنوردی مثل دیگر کوهنوردان بود، در حقیقت او بهتر از بسیاری دیگر بود.

ویهنمیر از پیمودن چند متر آخر مسیر می گوید : من از انعکاس صداهای اطراف می توانستم وجود شیب های تند را در هر دو طرف احساس کنم. سپس همراه من لویس بنیتز [که جلوتر از او حرکت می کرد و زنگوله هایی به خود وصل کرده بود تا راه را نشان دهد] گفت، دیگر راهی نمانده. من به خاطر انعکاس باز صدا می دانستم که به آنجا رسیده ام؛ روی قله به جای بازگشت مداوم از فواصل مختلف صدا به طوری مهارناشدنی تا بی نهایت امتداد می یابد.

ویهنمیر از هنگام بازگشت در حال سفر به مناطق مختلف کشور برای تبلیغ کتاب جدیدش "لمس بام دنیا" است. او همچنین با ظاهر شدن روی جلد شماره ی 18 ژوئن مجله تایمز و به عنوان مهمان در برنامه های تلوزیونی تودی، رجیس و جی لنو موضوع فعالیت  بی وقفه ی رسانه ها بوده است. اریک تبدیل به چهره ای سرشناس شده است اگرچه او می گوید به این دلیل نیست که به کوه هایی مانند اورست صعود می کند.  من این کار را به دلایل شخصی انجام می دهم. من زیبایی، هیجان و ماجراجویی را دوست دارم اما از طرفی هیچ ضرری در پیوستن به یک هدف بزرگتر وجود ندارد. این هدف می تواند گسترش دید مردم نسبت به آنچه میتواند تحقق یابد باشد.

اریک ویهنمیر می گوید: بسیاری از مردم درباره ی صعود به کوه ها برای لذت بردن از مناظر صحبت می کنند. این پاسخ یک رفع تکلیف است. این دلیل شما برای کوهنوردی نیست. شما فقط برای یک تصویر زیبا سه ماه رنج نمی برید. من فکر می کنم شما به دلایل متعدد اقدام به اینکار می کنید، چیزهایی مثل موفقیت، هدف، کارگروهی.

رشته کوه های راکی کانادا شامل بخش کانادایی رشته کوه های راکی واقع در آمریکای شمالی می شود.

ال کاپیتان دیواره ای صخره ای و عمود به ارتفاع 3000 فوت ( 914.4 متر) واقع در دره ی یوسمیت و پارک ملی یوسمیت در ایالات متحده است.

کوه مکنلی یا دنالی در آلاسکا با ارتفاعی بالغ بر 20.320  فوت (6.194  متر ) بلندترین قله ی آ مریکای شمالی و  زیباترین جاذبه ی پارک ملی دنالی به شمار می رود.

 

                                                                                           مترجم : نوشین صمیمی                

نوشته شده توسط Dena در 10:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 18/8/85

 

See you next life!

I was saddened to read of the death of the greatest Himalayan climber ever, Babu Chiri Sherpa. I spent a few weeks with Babu on an attempt at a minor peak in Nepal and was impressed at how he seemed immune to the effects of altitude. His subsequent world’s fastest climb of Everest and longest time at the summit proved that he was, even among the Sherpas, a physiological freak. When everyone else was having trouble putting one foot in front of the other, Babu would run by shouting encouragement. He was always upbeat, always smiling, offering both support and, surprisingly, Pringles. He will be missed. As he once said to me, “Bye-bye, see you next life!”

                                                               Climbing, No 206 

 

 

در زندگی بعدی می بینمت!

خواندن درباره ی مرگ بزرگترین هیمالیانوردی که تا کنون شناخته ایم، شرپا بابو چیری مرا بسیار غمگین کرد. من چند هفته ای را با بابو در اقدامی برای صعودبه یکی از قلل فرعی در نپال گذراندم و با دیدن اینکه او چگونه در برابر تاثیرات ارتفاع مصون بود تحت تاثیر قرار گرفتم. مدتی پس از آن سریعترین صعود او در جهان به قله اورست و بیشترین زمان بر روی قله ثابت کرد که حتی در میان شرپاها او از لحاظ فیزیولوژیکی انسانی غیرعادی بود. هنگامیکه هرکس دیگری به سختی می توانست قدم از قدم بردارد بابو در حالیکه با صدای بلند دیگران را تشویق می کرد با اراده پیش می رفت. او همیشه خوشبین بود و لبخند می زد و در حالیکه راغب بود به دیگران کمک کند، با کمال تعجب ،به آنها چیپس پرینگلز تعارف می کرد.

جای او خالی خواهد بود. من هم همانطور که او زمانی به من گفت میگویم ، "خدانگهدار، در زندگی بعدی می بینمت!

                                                                                                  ترجمه : نوشین صمیمی

 

نوشته شده توسط Dena در 10:10 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 13/7/85

 

درباره محمد اوراز

تاريخ و محل تولد : شهريور 1348 ، نقده - آذربايجان غربي
وضعيت تاهل :
مجرد
آغاز کوهنوردي :
1367
آخرين مدرک تحصيلي :
کارشناسي تربيت بدني ، دانشگاه اروميه - 1379
تاريخ و محل وفات :
16 شهريور 1382 ، بيمارستان شفاي پاکستان
علت مرگ : جراحات ناشي از حادثه سقوط از ارتفاع 7900 متري بر اثر ريزش بهمن در هنگام صعود قله گاشربروم 1

صعودهاي برون مرزي

1376 - صعود قله راکاپوشي (7788 متر) ، پاکستان
1377 -
صعود قله اورست (8849 متر) بلندترين قله دنيا ، هيمالياي نپال
1379 -
صعود قله چوايو (8201 متر) ششمين قله بلند دنيا ، هيمالياي تبت - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1379 -
صعود قله شيشاپانگما (8036 متر) سيزدهمين قله بلند دنيا ، هيمالياي تبت - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1380 -
صعود قله ماکالو (8463 متر) پنجمين قله بلند دنيا ، هيمالياي نپال - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1380 -
صعود قله آرارات (5165 متر) ، ترکيه
1381 -
صعود قله لوتسه (8511 متر) چهارمين قله بلند دنيا ، هيمالياي نپال - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1382 -
صعود تا ارتفاع 7900 متري قله گاشربروم 1 (8064 متر) يازدهمين قله بلند دنيا ، هيمالياي پاکستان - محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در ارتفاع 7900 متري بر اثر ريزش بهمن تا ارتفاع 7300 متري سقوط کردند. در اين حادثه مقبل هنرپژوه سالم ماند ولي اوراز بعد از انتقال به بيمارستان و پس از گذشت 20 روز درگذشت.

مدارک و افتخارات

1377 - نخستين فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست (در اين صعود سه ايراني مسلمان ديگر نيز همراه با اوراز موفق به صعود اورست شدند).
1378 -
اخذ مدرک مربيگري درجه يک از فدراسيون کوهنوردي جمهوري اسلامي ايران
1378 -
شرکت در دوره بين المللي صعود مسير هاي دشوار ، فرانسه
1378 -
شرکت در دوره بين المللي رهبري گروه ، فرانسه
1380 -
مرد سال کوهنوردي ايران
1381 -
مرد سال کوهنوردي ايران

 

نوشته شده توسط Dena در 9:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19/6/85

 

حد خواستن روح کجاست؟

 

 برای کوهنورد ژاپنی TakeYasu  Minamiura   صعود دیواره برج بی نام در مجموعه برج های ترانگو آن هم بصورت انفرادی(A4 - 5.11  ) و در ظرف  40  روز پایان کار نبود.

هنگامیکه بر فراز قله ایستاد قله " برج بی نام  NmaelessTower" برای او بسان یک جزیره یخی بود که حاشیه آن را اینبار نه آب که هوا پر کرده بود و از هر طرف تا  1100  متر  به زمین نمی رسید.

تمام لوازم صعودش - طناب ها - ابزار همه و همه را داخل کیسه بار گذاشت و مانند یک سامورایی که پل های پشت سر خود را ویران می کند تا در مصاف به دشمن عقب نشینی نکند  او نیز کیسه بار  را از فراز قله به پایین پرت کرد. تا مبادا در تصمیمش خللی واقع شود.

پار گلایدر خود را باز کرد . آن را خود متصل کرد . مکان مناسبی را سنجید و پرواز.....

آخرین گام او پرواز بود.

 

تنها به  10  دقیقه هوای آرام احتیاج داشت که به زمین برسد. تنها ده دقیقه . اما تقدیر ین را نمی خواست . قرار بود تونایی انسان محک دیگری بخورد. یک جریان تند تعادل او را در فضا به هم زد. چتر را در هم پیچید و او را به دیواره کوبید. تنها خوش شانسی بیش از اندازه او بود که لبه چتر به یک دماغه گیر کرد و او معلق و آویزان مبهوت از آنچه به او گذشته بود در هوا معلق ماند.

تنها بدون هیچ ابزاری معلق بر روی یک چتر نیمه پاره بر فراز یکی از وحشی ترین دیواره های جهان . در ارتفاع  6000  متری .

 هیچکدام از این عوامل باعث نشد تا او خونسردی خود را از دست بدهد.

بیاد آورد هنوز بیسیم اش در جبین کاپشنش قرار دارد. بیسیم را روشن کرد و با دوستانش در کمپ اصلی تماس گرفت . خیلی ساده به آن ها گفت : من کمک می خواهم .

دوستان او چهار کوهنورد ژاپنی که تازه از تلاش بیست روزه خود Great Tango  بازگشته بودند بسرع آماده به کار شدند. دو نفر از آن ها بسرعت و تا جایی که توان داشتند به سمت کمپ نظامی ارتش پاکستان حرکت کردند تا امکان امداد هوایی را ارزیابی کنند و دو نفر دیگر با جمع آوری لوازم به سمت برج بی نام حرکت کردند.

   Minamiura  در فاصله نزدیک به  100  متری قله میان هوا و زمین گیر کرده بود .دوستان او باید تا قله صعود می کردند و سپس از پشت قله فرود می آمدند تا به او بر روی دیواره شرقی برسند.

تنها مسیری که به آنها امکان صعود سریع را می داد مسیری بود که هشت سال قبل تیم انگلیسی صعود کرده بود و بخش زیادی ازآن طناب ثابت داشت . البته طناب ثابت هایی که هشت سال در معرض  اشعه ماورا بنفش و طوفان های وحشی قره قورم قرار داشتند.

  دوست  Minamiura  می گوید و طناب ها براستی  پوسیده بودند و ما فقط برای دلگرمی یومار ها را به آن متصل می کردیم !!!

مقامات نظامی با رسیدن دو ژاپنی به مقر ارتش و آگاه شدن از موضوع اجازه پرواز شناسایی را صادر نمودند . خلبان  هیلی کوپتر خود را تا بسختی  ارتفاع  6000  متر  بالا برد . آن ها  Minamiura  را دیدند که توانسته خود را بر روی یک تاقچه  2  متری بکشد. او هیچ وسیله ای برای خود حمایت نداشت و گوشه تاقچه نشسته بود. حالت دیواره طوری بود که امکان نزدیک شدن به او وجود نداشت .

با بیسیم  او تماس گرفتند و خبر حرکت تیم امداد را او دادند.

 

Minamiura   بعد ها گفت : برای بالا رفتن از آن تاقچه تا قله هیچ وسیله ای نداشتم . مسیر هم بگونه ای بود که نمی شد صعودش کرد. می دانستم  ممکن است بمیرم ولی هنوز زمان آن فرا نرسیده بود . برای آخرین امکان می توانستم با چتر ذخیره از آنجا به پایین به پرم ولی این کار تنها  10  درصد احتمال موفقیت را بهمراه داشت . پس باید آنجا می ماندم و مقاومت می کردم . پرش آخرین راهکار برایم بود.

دوستان او بر روی دیواره با تلاش زیادی مشول صعود بودند. آما تا آن زمان هیچ صعودی کمتر از  10  روز بر روی این برج عظیم گرانیتی زمان نبرده بود. روز چهارم بار دیگر یک هیلی کوپتر به سمت دیواره به پرواز در آمد و برای او کیسه خوراکی پرت کردند.

کیسه به دیواره برخورد کرد و متلاشی شد و تنها چند قطره آب میوره به اطراف Y   پاشید.او می گوید این اتفاق بیشتر مرا به خنده انداخت تا ناراحتم کند.او روزها و طی تماس هایی به کمپ اصلی داشت با دوستانش در باره غذا هایی که در بازگشت به ژاپن خواهندخورد صحبت می کردند و او همچنان امیدوار بود .

بعد از شش روز تیم دیواره به قله رسید و از قراز قله به سمتی که او قرار داشت فرود آمدند.

او بعد او شش روز اقامت بدون وسیله بر روی یک لبه سنگی کوچک دوستانش را دید که طناب خود حمایت را او متصل می کنند. و توانست جرعه ای مایعات گرم بنوشد.

فرود آن ها دو روز طول کشید.

چهار سال بعد باز به پاکستان بازگشت اینبار هدف او Great Trango  بود . او باز ار فراز این برج عظیم با چتر به پایین پرواز کرد و اینبار پاداش خود را گرفت . فرود او بدون هیچ اتفاقی به پایان رسید.

 

نوشته شده توسط Dena در 7:25 |  لینک ثابت   • 

شنبه 4/6/85

 

شانتال مادویی کوهنورد قدرتمند فرانسوی، در مارس 1964 در پاریس زاده شد.از سنین نوجوانی به سنگ نوردی علاقه مند شد.اما زمینه های ورزشی مورد علاقه او طیف وسیعی از ورزش های مختلف رو در بر میگرفت.بطوریکه شاید کمتر کسی بتواند از این جهت با وی برابری کند.

در سنگ نوردی و یخ نوردی، دیواره ال کاپیتان، صعود سرعتی دیواره شمالی گراند ژوراس(یک روز از شامونی)، دیواره درو، صعود زمستانی دیواره های کورتیه و دروتیه، و صعود برج های یخی مختلفی در کانادا از افتخارات او بود.

پرواز با پاراگلایدر نیز دیگر ورزش مورد علاقه مادویی بود.وی پس از صعود قلل «هواس کاران 6768 متر» و «اروس 5500 متر» در پرو و «سایاما 6500 متر» در بولیوی با پاراگلایدر از قله فرود آمد و به بارگاه اولیه بازگشت.

وی در رشته قایق رانی نیز دارای تجربیات جالبی بود:دور زدن قطب جنوب (و صعود به قله مونت ویلیامز) و سفر به قطب شمال با قایق بادبانی...

اما دلبستگی اصلی شانتال هیمالیا بود و هدف وی فتح تمام 8000 متری ها بدون کپسول اکسیژن. هرچند وی با فروتنی خود را از بحث های تندی که راجع به کپسول اکسیژن مطرح بود کنار میکشید: هر فردی به طریقی که خواست خود اوست عمل میکند.من دوست دارن هنگام صعود سبک باشم..بدون کپسول اکسیژن. ولی در عین حال برای تمام کسانی که میخواهند در آن بالا نظاره گر خط افق باشند احترام قائل هستم...

مادویی معمولا تنها صعود میکرد و همراه وی فقط راهنما و شرپای همیشگی اش، آنگ شرینگ بود.سال 1998 ایندو راهی دائولاگیری شدند.در حوالی روز های 10 الی 13 ماه می هوای بسیار بدی در منطقه حاکم بود و تمامی تیم ها مجبور به بازگشت به بارگاه های پایین تر شدند.مادویی و شرینگ نیز چادر خود را در کمپ 2 برپا کردند.اما به علت نداشتن بیسیم ارتباطشان با بارگاه اصلی قطع شد و چند روز خبری از آنها نبود.تا اینکه در تاریخ 16 می(27 اردیبهشت) یک تیم ایتالیایی پس از رسیدن به کمپ دوم، چادر آنان را زیر انبوهی برف یافتند.ظاهرا در نیمه شب هنگامی که آن دو در خواب بودند بهمن کوچکی بر روی چادرشان ریخته و باعث مرگ هردونفر شده بود...

شانتال مادویی ارتباط نزدیکی با شرپاها و خانواده هایشان داشت و بیشتر درآمد خود را صرف بهبود وضع زندگی روستاییان نپال میکرد. بعد از مرگش نیز بنیادی با نام وی و بوسیله دوستانش تاسیس شده که در جهت افزایش سطح زندگی فرزندان آنگ شرینگ و دیگر شرپاها فعالیت میکند.

صعود های وی:

 k2:1992

:1993 شیشاپانگما، چوآیو

:1994جبهه شمال شرقی اورست..تا ارتفاع 8100 متری

:1995جبهه جنوبی اورست..صعود تا قله جنوبی 8755 متر

:1996 لوتسه(اولین زن فاتح این قله)، ماناسلو

:1997پوموری 7161 متر، گاشربروم 2

 

 

نوشته شده توسط Dena در 11:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 26/5/85

 

13 ماه می، 24 اردیبهشت سالروز مرگ واندا رت کوویچ کوهنورد معروف لهستانی و اولین زن فاتح قله k2 است.کسی که اکثر دوران کوهنوردی خود رو وقف ارتقای دانش زنان کوهنورد کرد؛ و افتخارات ورزشی او بیشتر از هر کس دیگری در این زمینه است...

واندا رت کوویچ در سال 1943 در منطقهء «پلانگیانی» در لهستان (که اکنون در لیتوانی واقع شده است) به دنیا آمد.در سنین نوجوانی به کوهنوردی علاقه مند شد و در سال 1968 «ترول ریگن» در نروژ، 1970 دیواره آیگر از مسیر شمالی و 1973 ماترهورن رو در زمستان صعود کرد.

در 1971 لنین(7134 متر) رو زیر پا گذاشت.در 1972 به هندوکش رفت و دو قله 6000 متری که تا آن زمان صعود نشده بود رو به فهرستش اضافه کرد.قله نوشاق، 7492 متر افتخار بعدی واندا بود...اما سال 1975 شاهد یکی از افتخار آمیز ترین صعود های وی بود.گاشر بروم 3، 7975 متر که بلند ترین قله فتح نشده در آن زمان بود، به وسیله تیمی به سرپرستی «رت کوویچ» صعود شد.

در 1978 به عنوان سومین زن در جهان و اولین زن اروپایی اورست رو صعود کرد ( نفر اول «کونگو تابئی» ژاپنی از جبهه جنوبی و نفر دوم یک زن چینی از جبهه شمالی بودند).اما هشت سال طول کشید تا کوه کوهها، k2 ، در زمره صعود های واندا در بیاید..واندا اولین زنی بود که موفق به فتح این قله سرسخت شده بود..

واندا رت کوویچ پروژه ای طولانی رو برای صعود به تمام 8000 متری ها پی ریزی کرده و نام این برنامه رو «کاروان آرزوها» گذاشته بود.وی تا سال 1992، 7 قله از 14 قله رو صعود کرد تا اینکه در این سال در قالب یک تیم مکزیکی به سرپرستی کارلوس کارسولیو عازم کانچنچونگا شد.واندا طبق عادت خودش، از آخرین کمپ به طور انفرادی به سمت قله راه افتاد..وی را آخرین بار در ارتفاع 8200 متر و در حالیکه خود را برای خواب شبانه آماده میکرد دیدند.اما دیگر خبری از او نشد تا اینکه چند روز بعد جسد وی را داخل کیسه خوابش در همان محل پیدا کردند.بدین ترتیب کاوان آرزوها در میانه راه از حرکت باز ایستاد...

 

صعود های واندا:

1971:لنین

1972:نوشاق

1975:گاشربروم 3

1978:اورست، آکونگاگوا

1985:نانگا پاربات

۱۹۸۶ K2:

1987:شيشاپانگما

۱۹۸۹: گاشربروم ۲

۱۹۹۰: گاشريروم ۱

۱۹۹۱: چوآيو .. آناپورنا از جبهه جنوبی

 

نوشته شده توسط Dena در 8:4 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر